صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
خانگي سازي
پست الکترونيک
پروفايل مدير وبلاگ
عناوين تمامي مطالب
اضافه كردن به علاقه مندي ها
----------------------
ارتباط با ما از طريق ياهو مسنجر
مقالات
مشاهیر ترکمن
تاريخ اوغوزها (تركمن ها)
بازي هاي تركمني
موسیقی ترکمنی
آداب و رسوم تركمن
روایات و حکایات
داستان هاي كوتاه
مطالب جالب و خواندني
معرفي و دانلود كتاب
طنز و كاريكاتور
ویدیو کلیپ ترکمن
آلبوم عکس ترکمن
اخبار کوتاه
براي جستجو واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
لازم به ذکر است این وبلاگ همچنان آمادگی همکاری برای بیان اخبار و فعالیت های کانون فرهنگی مختومقلی فراغی دانشگاه آزاد گرگان را دارد.
مجله تركمني فرهنگي ، علمي ، اجتماعي ميراث آنلاین
" کانون فرهنگی مختومقلی فراغی "
دانشگاه آزاد اسلامي گرگان
بوسیله مترجم آنلاین، شما می توانید تمام صفحات وبلاگ ميراث آنلاين را به 35 زبان دنیا مشاهده نمایید.

اطلاعيه هاي وبلاگ :
كاربر گرامي خوش آمديد!. اميدواريم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد .
براي مشاهده وبلاگ بهتر است از مرورگرهاي IE و Google Chrome استفاده كنيد
برای بهتر شدن وبلاگ حتما نظرات و پيشنهادات خود را با ما در ميان بگذاريد.
با تشکر ـ مدير وبلاگ
موضوع :تاريخ اوغوزها (تركمن ها)
اجتماع گوك ترك غربي از تجمع ده شاخه تاسيس شده بود . خاقان ها به هريك از بيگ هاي شاخه هاي دهگانه يك تير تفويض مي كردند . بعدها هر تير يكي از شاخه هاي دهگانه را نمايندگي كرده و بدين ترتيب ده شاخه طايفه اي ، ده تير ( اون اوق ) ناميده شد . تيرهاي اهدايي نشانگر تابعيت آنها از خاقان نشين بود . يعني تير مصداق تابعيت و وابستگي بود . كمان نيز مصداق حاكميت و متبوع بودن بود . مصداق حقوقي تير وكمان بعدها نيز حفظ شد . ( ارگين ص 155 )
ده شاخه قبيله اي به دو جناح تقسيم مي شد . ما تنها اسامي چيني اين دو جناح قبيله اي را مي دانيم :
1- تو ـ لو 2- نوشه پي
تولوها جناح چپ را تشكيل داده و در نواحي شمالي ، شمال شرقي و شر درياچه ايسيق گول سكونت داشتند . نوشه پي ها نيز كه جناح راست را تشكيل مي دادند ، در نواحي غربي درياچه ياد شده و بين رودخانه هاي چو و تالاس سكونت داشتند .
طبق منابع چيني نام اين ده قبيله به قرار ذيل است :
اون اوق ها
الف - تو ـ لو ( جناح چپ )
1- نام قبيله : چو ـ مو ـ كوئن ، عنوان بيگ قبيله : لو ـ چو ( چور ) ، سرزمين محل سكونت : سواحل رودخانه ايميل كه به آلاكول واقع در شرق درياچه بالكاش مي ريزد . شهري به نام يون نيز دارند .
2- نام قبيله : هو ـ لو ـ او ، عنوان بيگ قبيله : كيوئه چو (كول چور ) ، سرزمين محل سكونت : سواحل رودخانه هايي كه به درياچه آيار نور مي ريزد .
3- نام قبيله : شه ـ شو ـ تي ، عنوان بيگ قبيله : توئن چو ( چور ) ، سرزمين محل سكونت : شمال رودخانه ايلي بين درياچه سايرام و ابي نور .
4- نام قبيله : شو ـ ني ـ شه ، عنوان بيگ قبيله : چو ـ پاي چو ( چوپان چور ) ، سرزمين محل سكونت : واديي بويوك ييلديز كناره هاي درياچه هايدوگول كه به باغراش مي ريزد .
5- نام قبيله : تو ـ كي ـ شه ، عنوان بيگ قبيله : هو . او . سه . چور ( چور ) ، سرزمين محل سكونت : سواحل رودخانه ايلي
ب – نو ـ شه پي ( جناح راست )
1- نام قبيله : آ ـ سي ـ كيه ، عنوان بيگ قبيله : كيو ـ سه ـ كين ( كول اركين ) ، سرزمين محل سكونت : قبيله اي بسيار مقتدر و بين رودخانه هاي چو و تالاس سكونت داشتند .
2- نام قبيله : كو ـ شو ـ ( قوشو ) ، عنوان بيگ قبيله : كيو ـ سه ـ كين ( كول اركين ) ، سرزمين محل سكونت : بين رودخانه هاي چو و تالاس
3- نام قبيله : پاي ـ ساي ـ كان ، عنوان بيگ قبيله : توئن ـ آ ـ پو ـ سه كين ( اركين ) ، سرزمين محل سكونت : چو و تالاس
4- نام قبيله : آ ـ سي ـ كيه ، عنوان بيگ قبيله : ني ـ شو ـ سه كين ( اركين ) ، سرزمين محل سكونت : چو و تالاس
5- نام قبيله : كو ـ شو ـ ( قوشو ) ، عنوان بيگ قبيله : چو ـ پان ـ سه كين ( چوپان اركين ) ، سرزمين محل سكونت : چو و تالاس
از اين 10 قبيله همانگونه كه ملاحظه شد تنها نام تركي دو قبيله شناخته شده است ، اينها نيز قبايل تورگيش و قوشي هستند . در قرون نهم ـ يازدهم بين نام هاي قبايل ترك و قبايل اون اوق هيچگونه شباهتي مشاهده نمي شود .
طوائف آ . سي . كيه و قوشو به مثابه دو شاخه جفتي جمعا 4 شاخه قومي را نمايندگي مي كردند . بنابراين جناح راست يعني نوشه پي ها در واقع از سه شاخه تشكيل شده اند كه يادآور جناح « اوچ اوق » مي باشد .
علاوه بر اين ده قبيله ، قبايل تابع ديگري نيز در قلمرو خاقان نشين گوك ترك غربي ساكن بودند .در سال 630 م. همزمان با سقوط خاقان نشين گوك ترك شرقي ، خاقان نشين گوك ترك غربي نيز رو به انهدام نهاد . در حقيقت نيز بعد از كشته شدن خاقان تانگ . شه . هو بين دو جناح اصلي اون اوق ها به مدت طولاني درگيري آغاز شد . در سال 651 م. هو ـ لو كه به فرماندهي تو . لو . انتخاب شده بود به اين كشمكش ها خاتمه داده و اتحاد دو شاخه را برقرار كرد .
منتها در سال 675 م. در پي شكست از چيني ها كشته شد . چيني ها كه سياست تفرقه انداز حكومت كن را تعقيب مي كردند به رياست هر كدام از دو شاخه به طور مجزا از خود خاقاني منسوب كردند . از ميان اين خاقان ها كساني نيز در جهت نيل به استقلال عمل دست به تحركاتي زدند ولي موفق نشدند ، بالاخره قدرت به دست فرمانده تورگيش به نام او . چه . له از خاندان گوك ترك افتاد . در شماي فوق ديديم كه تورگيش ها قبيله اي وابسته به جناح تو . لو . اون اوق ها بودند .
در سال 699 م. فرمانرواي گوك ترك شرقي ، قاپقان خاقان ، اون اوق ها را تحت حاكميت خود در آورد . سو ـ كو فرزند او ـ چه ـ له حاكميت آنها را برنتافت . در نتيجه جنگي كه در ناحيه بولچو روي داد جان خود را از دست داد . ( 711 م. )
بعد از مرگ قاپقان خاقان مجددا سو ـ لو از قبيله تورگيش ( 738 ـ 717 م. ) موفق شد اون اوق ها را زير يك پرچم متحد كند . وي با بيلگه خاقان رابطه خويشاوندي برقرار كرد و داماد خاقان تبت شد .
درگيري هاي موفقيت آميزي با اعراب و چيني ها داشت . حتي اعراب به مناسبت مزاحمت هاي زيادي كه وي براي آنها ايجاد كرده بود به او لقب ابو مزاحم را داده بودند . منتها همانطور كه در سال 736 م. در تركستان شرقي از چيني ها شكست خورد در سال بعد نيز ( 737 م. ) در حمله اي كه به اعراب نمود موفقيتي حاصل نكرد . با اين حال هنوز اقتدار خود را حفظ كرده بود . در اثناي تدارك سفر جديد به سمرقند بود كه به فرمان كور ـ سو يكي از فرماندهان مقتدر خود كشته شد . ( 738 ـ 737 ) . طبق اظهار منابع چيني كسي كه سو ـ لو را به قتل رساند باغا تارقان نام داشت كه بيگي بود از قبيله قدرتمند چو . مو كوئن وابسته به جناح تو ـ لو .
پس از قتل سو ـ لو خاقان ، چيني ها مجددا حاكميت خود را به گوك ترك غربي اعمال كردند . با وصف اينكه چيني ها در مقابله با اعراب در نبرد تالاس ( سال 715 م. ) شكست خوردند و عساكر خود را عقب كشيدند ترك هاي غربي نتوانستند وحدتي بين خود ايجاد كنند . دو تيره تورگيش به نام هاي « ساري تورگيش » و « قارا تورگيش » كشمكش بي رحمانه اي را با هم آغاز كردند و خاقان هاي جداگانه اي براي خود تعيين كردند . خاقان نشين ساري تورگيش در سوياب و خاقان نشين قارا تورگيش در شهر تالاس بود . خاقان هاي هردو شاخه نيز اشخاص ضعيف النفس بودند . اون اوق ها حقيقتا در وضعيت فرسايشي قرار داشتند . تا اين حد كه قارلوق ها كه بعد از قبول شكست در نبرد با اويغورها بالاجبار از شرق به غرب كوچ كردند . در سال 766 م. سوياب را تصرف كرده و به راحتي موفق شدند دولت تورگيش را خاتمه دهند .
طبيعي بود كه پس از پيروزي قارلوق ها كوچ هاي جديدي آغاز شود كه اين چنين نيز شد . بخش قابل توجهي از قالاچ ها ( خلج ) كه در سواحل رودخانه هاي چو و تالاس سكونت داشتند به ماوراء النهر و سپس خراسان كوچ كردند . يك گروه از آنها در قرن نهم در ناحيه كسري باس ( جرميه ) واقع در شرق تالاس و در جوار قارلوق ها قشلاق مي كردند .
اوغوزها نيز به سبب فتح و يا هجوم قارلوق ها مستقيما رو به سمت غرب كوچ كردند . البته اجتماعات منسوب به گوك ترك هاي غربي تنها طوايف ياد شده پچنك ، اوغوز و قالاچ نبودند . بلكه تركمن ها كه در قرن دهم در غرب بالاساغون و در بخش اوردو و حومه آن سكونت داشتند . بارسغان ها كه در جنوب غرب درياچه ايسيق گول سكونت داشتند و از گيش ها كه در فرغانه و اوزكند سكونت داشتند بدون شك همگي اين طوايف وابسته به اجتماع اون اوق بودند . ( كتاب مسالك و ممالك ، ص 28- 31 )
علاوه بر اينها در خصوص چاروق ها كه در شهر بارچوق واقع در شمال شرق كاشغر ساكن بودند و اوغراق ها كه در محدوده مرزي اويغورها زندگي مي كردند نمي توان به طور قطع نظر داد كه اينها نيز طوايفي وابسته به اون اوق بوده اند يا خير ؟
در قلمرو خاقان نشين گوك ترك غربي اقوامي زندگي مي كردند كه داراي خط و ادبيات بودند . اين اقوام ، اجتماعاتي داراي هويت بودند . خاقان ها صاحب معادن استخراج نقره بودند . جاده معروف ابريشم از سرزمين آنها عبور مي كرد . مضافا به اين ترك هاي غربي حدودا به مدت دو قرن موجوديت سياسي خود را تداوم بخشيدند . عليرغم همه اينها آثار فرهنگي قابل ذكري از گوك ترك هاي غربي به يادگار نمانده است . اين حقيقتا تعجب آور است . اما گوك ترك هاي شرقي به موازات دارا بودن تاريخ سياسي بسيار ارزشمند عليرغم اينكه سرزمينشان در منطق اي دور افتاده با شرايط سخت جغرافيايي و محروميت هاي مختلف قرار داشت داراي كتابت بودند و به كمك آن آثار ارزشمند و جاوداني از خود به يادگار گذاشتند . اهميت تجارت را درك كرده بودند و به فكر شهر سازي نيز بودند .
اينكه حكمران اويغور تنگري ده بولموش ايل اتميش بيلگه خاقان ( وفات به سال 759 م. ) شهر اردو باليق را بنيان گذاشت ، با تاثير پذيري از افكار گوك ترك ها بوده است . گوك ترك ها در سال 630 م. به همراه حكمران خود هيه لي خاقان به چين عزيمت كردند . ترك ها در ميان چيني ها كه مردمي كثير المله و با مدنيت بالا بودند به مدت 50 سال زندگي كردند . اما عليرغم اين آنها هوين ملي خود را حفظ كردند . بويژه مردم ترك شديدا خواستار تجديد حيات دوباره بودند . برآيند اين آرمان خواهي ظهور « قوتلوغ » ازخاندان سلطنتي و با هنوان « شاد » بود كه با نيروي 700 نفره تحركات موفقيت آميزي داشت . قوتلوغ شاد حامي با درايتي داشت ، وي « تون يوكوك » نام داشت كه در سال 647 م. در چين زاده شد .
وي در سال 682 م. در ميان قومي ترك به نام چوغاي قوزي در منطقه قارا قوم زندگي مي كرد . محقق است كه اين نواحي در جنوب شرقي اؤتوكن و غرب رودخانه اونگين واقع بوده اند .
در اين اثنا گوك ترك ها استعداد تدارك 2000 سوار را داشتند . قوم از رفاه نسبي برخوردار بوده و خود را با گوشت آهو ، خرگوش و ديگر حيوانات تغذيه مي كرد . ( ارگين ص 76 )
اولين دشمنان گوك ترك ها ، اوغوزهاي ساكن سرچشمه رودخانه تولا ( توغلا ) بودند . در سرزمين فعلي مغولستان كه مسكن اوليه و تاريخي تركان بود در اواسط نيمه دوم قرن هفتم اوغوزها بزرگترين و قوي ترين نيروي سياسي را تشكيل مي دادند . أوتوكن نيز تحت سلطه آنها بود . اين هنگام حكمران اوغوز عنوان خاقان را داشت . او باز خاقان بود .
اوغوز ها با علم به اين مسئله كه به تنهايي قادر به مقابله با گوك ترك ها نخواهند بود ، به جستجوي متحد پرداختند . و به منظور نيل به اين اهداف سنگون رهبر قبيله « قوني » را به جانب چين و اسيم رهبر قبيله « تونگرا » را نيز به سوي ختاي هاي شرق گسيل داشتند . گوك ترك ها كه به موقع از اين مسئله آگاه شده بودند به پيشنهاد تون يوكوك بلافاصله حركت كرده و در ساحل رودخانه تولا با اوغوزان به مصاف ايستادند . اردوي گوك ترك مركب از 2000 سوار و اردوي اوغوزان شامل 3000 سوار بود . جنگي تن به تن در گرفت ، اوغوزان شكست خوردند تعدادي در رودخانه غرق شدند ، تعدادي ديگر در حال فرار كشته شدند .
متعاقب اين شكست باقيمانده اوغوزان تابعيت گوك ترك را پذيرفتند . پس از اين پيروزي گوك ترك ها اوتوكن را اشغال كردند .
اجتماعات پيراموني نيز با آگاهي از اين رويداد تابعيت خود را اعلام كردند . بدين ترتيب دولت گوك ترك مجددا تشكيل شد ( 682 م. ) ( ارگين ص 77 – 75 ) آرمان توده هاي مردم ترك به تحقق پيوست و تلخي ايام اسارت به پايان رسيد . از پايان كار بازخاقان رهبر اوغوزان پس از نبرد تولا اطلاعي در دست نيست . فقط در اواخر سنگ نبشته، تون يوكوك خاقان ضمن ستايش از ايل تيريش خاقان نوشته مي شود كه اين درگيري ها قبل از نبرد تولا بوده است يا بعد از آن . در اين باره سخني گفته نمي شود . تنها مورد قطعي اين است كه بازخاقان دستور ساخت بناي يادبودي براي ايل تيريش خاقان را داده است . ( ارگين ص 63 ) . ايل تيريش خاقان بعد از 9 سال حكمراني در سال 691 م. چشم از جهان فرو بست . وي ضمن 17 بار جنگ با چيني ها ، 7 بار با ختاي ها و 5 بار با اوغوزان در عين حال نسبت به سازماندهي دولت گوك ترك نيز اقدام كرد .
عنوان ايل تيريش وي به معناي انتظام امور مملكت و دولت و موسس مي باشد . در اين دوره بود كه اوغوزان ، تاردوش ها ، توليس ها ، اويغورها ، ايزگيل ها ، اديزها ، قارلوق ها و باسميل ها به تابعيت دولت در آمدند . (ارگين ص 53 ) از اقوام مذبور تاردوش ها به اعضا خاندان سلطنتي تحت عنوان شاد و توليس ها نيز به شاهزادگاني با عنوان يابغو واگذار شدند . اقوام اويغور ، قارلوق ها ، ايزگيل و اديز نيز توسط افرادي از ميان قوم و تحت عنوان ايل تبر اداره مي شدند . اوغوزهاي نه گانه نيز مستقيما توسط خاقان اداره مي شد . بدين ترتيب اوغوزها مستقيما به عنوان دومين تكيه گاه دولت در كنار قوم ترك جاي گرفتند .
ايل تيريش خاقان دو فرزند داشت : « بيلگه خاقان آينده » و « كؤل تگين » ( شاهزاده اي كه عقل وي به وسعت درياچه است ) اما شاهزادگان به هنگام فوت پدر خردسال بودند . بيلگه خاقان در سال 685 – 648 م. و كؤل تگين در سال 686 – 685 م. متولد شده بودند . به همين جهت طبق سنت مرسوم ، برادر خاقان مرحوم ، جانشين وي شد . اين حكمران نيز با عنوان « قاپقان خاقان » ناميده شد . دوره حكومت قاپقان خاقان دوره اي فراموش نشدني با فتوحات بزرگ و بي نظير بود . مدت هاي مديدي بود كه لشگر كشي هاي موفقيت آميزي به خارج صورت نمي گرفت . بعد از فرو نشاندن تحركاتي كه متعاقب مرگ ايل تيريش خاقان به وقوع پيوست و پس از تثبيت حكمراني قاپقان خاقان ، در سال 699 م. به سوي غرب لشگر كشيدند . در اين لشگر كشي اؤن اوق ها تحت حاكميت در آمده و اقتدار دولت در برابر مردم آلتي چوب ، سغداق و ناحيه بخارا به نمايش گذاشته شد . ( سال 700 م. )
چون با چين ( تابغاچ ) صلح منعقد نشده بود ، هجوم هايي به قلمرو آن صورت گرفت . قاپقان ضمن انعقاد صلح با چين در خواست كرد كه طوائف اصيل ترك كه به آن امپراطوري پناهنده شده بودند عودت داده شوند . نيز تحويل 000/300 كيلو ارزن بذري و 3000 عدد ابزار آلات كشاورزي و به مقدار زياد آهن جزء شروط انعقاد صلح بود .
پيداست اين درخواست ها با هدف توسعه كشاورزي و صنعت در قلمرو تركان صورت گرفته است .
اساسا در منابع چيني ذكر مي شود كه صنعت فلز كاري ميراث پدران گوك ترك ها مي باشد . با اينكه به ميزان زيادي از شروط خاقان ترك به جاي آورده شد ولي صلح صورت نگرفت و بلافاصله بعد از بازگشت از سفر غرب اردوي چيني به فرماندهي اونگ توتوق را منهزم كردند . ( 701 م. ) و در سال 706 م. نيز اردوي ديگر به فرماندهي چاچاسنگون به همين سرنوشت دچار آمد . ديري نپاييد كه چيني ها ، اوق اوق ها و قرغيزها با يكديگر پيمان اتحاد بستند . متحدين انتظار داشتند كه با شروع تحركات آنها اوغوزان نيز سر به شورش بر دارند .
گوك ترك ها با اطلاع از اين اتحاد ، نگران هجوم هاي متحدين بودند . با هدف جلوگيري از اين كار در زمستان سال 710 م. حمله اي را عليه قرغيزها تدارك ديدند . در اين نبرد ، قاپقان خاقان ، بيلگه تون يوكوك ، كول تگين ( آن هنگام 26 ساله بود ) ، شاد تاردوش ( بيلگه خاقان آينده ) شركت داشتند . چون مسير كوهستان كوگمن ( تان نواولا فعلي ) پوشيده از برف بود از كوره راه ديگري را كه به اندازه عبور يك نفر عرض داشت با مشقت عبور كردند . از رودخانه آني نيز عبور كردند و به ضرب نيزه ها خواب از سر قرغيزها پراندند . خاقان قرغيز نيز در جنگل سونگا شكست خورده و جان خود را از دست داد . پس از انقياد قرغيزها ، كوهستان معروف كوگمن را دور زده به اوتوكت بازگشتند . منتهي در تابستان همان سال ( 710 م. ) حمله به سوي اون اوق ها تدارك ديده شد . زيرا سوكو كه دولت تورگيش را احياء كرده بود اردوي خود را در دشت ياريش گرد آورده بود . در رأس سپاه گوك ترك فرزند قاپقان اينل خاقان ، شاد تاردوش ، كول تگين ، تون يوكوك و آپاتاركان حضور داشته و نيروي ويژه اي را تدارك ديده بودند .
به پيشنهاد تون يوكوك از كوهستان آلتين ييش عبور كردند ( كوه هاي آلتاي ) رودخانه ايرتيش اؤگوز نيز طي شد . در سياهي شب و قبل از سپيده دم به بولچو رسيده و در آنجا اولين پيروزي را كسب كردند . فرداي آن روز اردوي تورگيش به فرماندهي سوكو خاقان در دشت ياريش به بولچو رسيدند . با اينكه شمار لشگريان آنها دو برابر سپاه گوك ترك بود ، شكست خوردند .
سوكو به همراه يابغو و شادجان خود را از دست دادند . گول تكين در نبرد بولچو نيز رشادت زيادي از خود نشان داد . آز توتوق خواجه سراي سوكو خاقان نيز اسير شد . اون اوق ها ناچار از پذيرش تبعيت بودند . قره تورگيش ها نيز كه در اين هنگام تابعيت خود را اعلام كرده بودند در تابار اسكان داده شدند .
گوك تركها از اين منطقه باز گشتند . احتمالا بنا به در خواست سغديان از يينخو اوگوز ( سيحون ) گذشته و به دمير قاپي رفته و در آنجا غنائم زيادي به دست آوردند . در اين اثنا خبر عصيان قره تورگيش ها و عزيمت آنها به كنه رس شنيده شد . اين خبر متاثر كننده اي بود . زيرا اون اوق ها به هنگام عقب نشيني همديگر را تحت فشار گذاشته و شرايط نامساعدي براي يكديگر ايجاد مي كردند و كول تگين با سپاهي خسته ، فرسوده ، قليل و با اسباني گرسنه براي مقابله با آنها اعزام شد . خبر پيروزي وي بر قره توگيش ها بعد از يك جنگ سخت و سپس نبرد با قوشو ، مشهورترين قبيله اون اوق و پيروزي بر بيگ آنها به نام توتوق و غارت اموال وي شادي و هيجان زيادي را در اردوي اصلي كه در سرزمين سغد اقامت داشت ايجاد كرد. در سال 711 م . اعراب بر فعاليت خود در ماوراء النهر افزودند و در نتيجه سمرقند را تصرف كردند. در سنگ نبشته تون يوكوك نام « تزيك » ( = عرب ) تنها يكبار ذكر مي شود .
متاسفانه به دليل پاك شدن و ناخوانا بودن برخي از حروف نمي توان حدس زد كه مطلب در چه ارتباطي نوشته شده است . در دوره قاپقان خاقان مجموعا 25 بار لشكر كشي و 13 بار عمليات جنگي صورت گرفته است .
بدون شك در اين سفرهاي جنگي توقوز اوغوزها و ديگر اقوام ترك نيز شركت داشتند . اين سفرها همانطور كه در سنگ نبشته ها نيز قيد شده است براي گوك تركها و متحدين آنها ثروت و نيروي مادي زيادي به همراه داشت . ( اورخون ج1 . ص 36 ، 38 )
منتها تز سال 714 م . به بعد اقوام مختلف به نوبت سر به شورش برداشتند . در منابع چيني مذكور است كه اين شورش ها در نتيجه سياست خشن و بي رحمانه قاپقان خاقان روي داده است . در سال 712 م . قارلوق ها كه قومي مركب از سه قبيله بوده و در سواحل قره ايرتيش سكونت داشتند ، سركشي آغاز كردند كه در ناحيه چوش باش جنگي صورت گرفت . آنها در سال 714 م. مجددا بپا خاستند. اين بار جنگ در منطقه تاماق ايدوق در گرفت . و قارلوق ها شكست سختي متحمل شدند طوري كه به چين كوچ كرده و از آنها استمداد طلبيدند . ( اورخون ج1 – ص 48 ، 66 )
سال بعد ( 716 م. ) ( سال 715 م. خرگوش ) . دولت از اساس به ضعف گراييده و در سراشيب سقوط افتاد .
شاد تاردوش ( بيلگه خاقان آينده 32 سال داشت ) و برادر او گول تگين ( 31 سال ) قبل از هر كار به قوم آز يورش آوردند . آزها همانگونه كه توضيح داديم قومي بودند كه در شمال در اطراف ناحيه جنگل كوگمن سكونت داشتند .
نبرد در ناحيه قره كول در گرفت . ايل تبر فرمانده آزها توسط كول تگين اسير گرفته شد . « آز بودوني يوق بولدي » ( = قوم آز در آن مكان نابود شد ) . سپس به سراغ ايزگيل رفتند و قوم ايزگيل نيز نابود شد .
در همين سال ( 715 ) با اوغوزان و اديزها جنگيدند . اديزها شامل دو قبيله بودند . آنها نيز علم عصيان بر افراشته بودند . اديزها نيز در منطقه قوشلاغاق شكست سختي را متحمل شدند . ( اورخون ج 1 ، 48 ، 50 ) متعاقب آن ايل تبر اديزها به همراه داماد قاپقان و تعدادي از فرماندهان به چين پناهنده شدند . در معيت آنها اجتماعي مركب از ده هزار چادرنشين نيز آمدند . در اين اثنا خبر رسيد كه قاپقان خاقان به قتل رسيده و برادر زاده وي تحت عنوان بيلگه جانشين وي شده و تون يوكوك نيز به سمت مشاور وي ضمن بازگشت به وطن تابعيت وي را پذيرفتند . ( ژولين ص 456 ، 459 )
اين وابستگي آن زمان كه وي شاد تاردوش ها بود نيز يه صورت ضعيف وجود داشت . زيرا مشاهده مي شود كه زمان شورش اوغوزها تنها وي و برادرش كول تگين به مقابله بر مي خيزند . بيلگه خاقان علت « دشمن » شدن اوغوزها را ناشي از حسادت آنها مي داند . ( اورخون ج 1 – ص 62 ، 63 )
در عرض يك سال چهار بار با اوغوزان جنگ در گرفت . (بين سالهاي 715 – 716 ) . اولين نبرد در منطقه توغو باليق حادث شد . احتمالا تو غوباليق شهر يا ناحيه اي در ساحل رودخانه توغلا ( تولا ) بوده است . نبرد دوم در آنديرغو صورت گرفت . اين نبرد نيز نتيجه قطعي در برداشت . ( اورخون ص 62 ، 30 ) نبرد سوم در چوش باشي وقوع يافت . در اين نبرد آلپاغوت از طايفه تونرا به همراه ده نفر از خويشانش به اسارت افتاد . در مراسم خاك سپاري تونگاتگين از خاندان سلطنتي به حيات اين اسيران خاتمه داده شد . ( اورخون ج 1 – ص 50 ) پيكار چهارم در ازگنتي قاداز صورت گرفت . با اينكه در اين باره عبارت « اول سو آندا اولتي » ( = سپاه در آنجا نابود شد ) نقل شده است ولي بهنظر نمي رسد د اين نبرد نتيجه نهايي كسب شده باشد .
گوك تركها زمستان ( زمستان 716 ) را در آمغي قورغان سپري كردند . در اين ايام يوت يعني مرگ و مسير چهارپايان شايع شد . منتها در ابعاد خطرناكي نبود . به همين جهت نيز با آمدن بهار به جانب اوغوزان سپاه اعزام كردند . كول تگين در قرارگاه خود اقامت داشت . چندي نگذشت كه سپاه اوغوز قرارگاه را تصرف كرد . كول تگين تنها با صرف انرژي و زحمت زياد موفق به عقب راندن اوغوزان شد . حادثه بزرگي دفع شده بود . در خصوص اين حادثه كول تگين مطلب ذيل را به قوم خود اظهار كرده است : « اگر نبود كول تگين همگي نابود شده بوديد . مادرم ، خواهرانم ، عروسانم ، كنيز مي شدند . كشتگان نيز به سر راه افكنده مي شدند » . ( اورخون ص 36 ، 40 ، 42 ، 46 ، 66 ) اندكي بعد روستاهاي اوغوزان را غارت كردند . اما آنها با دوقوز تاتار متحد شده و مجددا حمله كردند . در آغو دو بار جنگ سختي در گرفت . اوغوزان و تاتاران شكست خورده و منهدم شدند . ( تابستان 716 ) در اين اثنا بيلگه خاقان آينده 33 سال سن داشت .
كمي بعد قاپقان خاقان زماني كه با همراهان اندك خود در حال عبور از جنگل بود در حمله غافلگيرانه باييركوها به قتل رسيد ، ( تابستان 716 ) قاپقان در راه بازگشت از يك حمله پيروزمندانه بر عليه بايركوها بود . بعد از مرگ قاپقان خاقان ، بيلگه خاقان مسئولانه قوم خود را اداره كرد . او شرح مي دهد « كه چگونه عمويش قوم را انتظام داد و پروراند ، فقرا را ثروتمند كرد و قلت را به فراواني تبديل كرد » .
تون يوكوك نيز شرح مي دهد « قاپقان خاقان شبها نخوابيده و روزها ننشست » .
چون در بين تركان مسئله وراثت حكمراني هنوز قاعده مند نشده بود ، لذا در اين خصوص مجادله اي خونين صورت گرفت . در نتيجه درگيري هاي خونين فرزند قاپقان خاقان ، اينل خاقان و خويشانش زندگي خود را از دست دادند . حتي اجتماعات قومي وابسته به اينل خاقان نيز بعد از قتل وي مساكن خود را واگذاشته و به مناطق ديگر كوچ كردند . تعدادي نيز به چين پناهنده شدند . گفته مي شود كه اوغوزان نيز در اين اثنا به چين رفته اند . در همان سال نيز بيلگه خاقان بر عليه اويغوران كه در سواحل علياي سلنگه سكونت داشتند لشكر كشي كرد . اويغورها كه در قارغان شكست خورده بودند به داخل جنگل عقب نشستند . ايل تبر اويغور نيز با حدود 100 نفر همراهان خود مستقيما به سمت شرق عزيمت كرد . بيلگه خاقان نيز با گله اسبان به غنيمت گرفته شده ، تركهاي گرسنه را تغذيه كرد . ( اورخون ص 66 ) بيلگه خاقان 34 سال سن داشت كه اوغوزان به چين پناهنده شدند . 718 – 717 . اقدام خاقان عليه اوغوزان نتيجه اي در بر نداشت . (اورخون ص 66 ) بعد از اين تاريخ در ارتباط با اوغوزان از هيچ حادثه و خبري سخن گفته نمي شود . فقط در كتيبه تون يوكوك كه محتملا در سال 726 و يا قريب به آن نوشته شده آمده است كه ترك بيلگه خاقان قوم طلايي ترك و قوم اوغوز را انتظام داده و تحت اداره خود در آورد . ( اورخون ص 120 ) سخن مي گويد نشان دهنده وابستگي اوغوزان به خاقان است . كول تگين كه به مثابه استوانه اصلي دولت بيلگه خاقان بود در روز هفدهم دهمين ماه سال گوسفند فوت شد . ( 731 ) قهرمان گوك ترك در حين وفات 47 سال سن داشت ( سال تولد 685 مرغ = 685 – 686 ميلادي )
شجاعت و مهارت وي در هنر سپاهگيري عامل مهم پيشرفت و توسعه دولت بود . به همين جهت نيز مرگ وي در درجه اول بيلگه خاقان و ساير اعضاء خاندان و توده مردم را در سوگي عظيم فرو برد . طوريكه خاقان از احتمال صدمه ديدن بينايي مردم ترسيده بود . اين اشكهاي خونين در عين حال براي روزهاي تاريكي كه تقريبا در انتظار قوم ترك بود نيز ريخته مي شد .
انسانهاي شايسته به تدريج از بين مي رفتند و در عين حال جانشين شايسته اي نيز جايگزين آنها نمي شد . خاقان به روشني مي ديد كه قوم در حال يك پسر وي اخلاقي است . وي به اين نكته در كتيبه كول تگين اشاره دارد . خود نيز در سال 734 فوت شد .
بدين ترتيب گوك تركها با فقدان خاقان هاي ارزشمند خود كاملا تنها ماندند. پسر بيلگه خاقان پس از فوت وي جانشين پدر شد . او نيز همانند پدر عنوان بيلگه خاقان را بر خود نهاد . در منابع چيني نام وي يي – ين ثبت شده است . يي ين مراسم ترحيم پدر را برگذار كرد . برادر زاده خاقان يوللوق تگين نيز بعد از 34 روز كار مستمر و پر تلاش كتيبه وي را نوشته و نقش هاي آرامگاه وي را تزيين كرد .
يي – ين خاقان طبق نوشته منابع چيني 8 سال حكومت كرد . ( ژولين ص 472 ) احتمال دارد كه اين مدت هفت سال بوده و وي در سال 741 فوت كرده باشد . برادرش جانشين وي شده و عنوان بيلگه قوتلوغ خاقان را بر خود نهاد . امپراطور چين نيز به او لقب تنگري خاقان را اعطا كرد . خاقان مزبور در عين اينكه بسيار جوان بود از مشاوره اركان دولت با درايت نيز محروم بود . مادرش كه دختر تون يوكوك بود با افسري جزء رابطه برقرار كرده و شروع به دخالت در امور دولت كرد . حكمراني نامطلوب نتايج ناخوشايندي را به دنبال داشت . در اين هنگام عموهاي خاقان كه فرماندهي جناح هاي چپ و راست وي را داشتند سر به شورش برداشتند . هر دو فرمانده عنوان شاد را داشتند . قوتلوغ خاقان با اينكه فرمانده جناح راست را شكست داد ولي از فرمانده جناح چپ شكست خورده و كشته شد . فرمانده جناح چپ يكي از پسران بيلگه خاقان را بر تخت نشاند . منتها كو – تو يابغو نامي وي را كشته و برادرش را به جانشيني وي نشاند . سپس برادرش را كشته و خود را خاقان اعلان نمود . كشمكش هاي داخلي گوك تركها را تضعيف كرد و فرصت مناسبي در اختيار مترصيدين قرار داد . در حقيقت نيز در سال 742 با درك وضعيت جديد ، اويغورها ، قارلوق ها و باسميل ها متحدا بر عليه گوك ترك ها وارد عمل شدند . شكست اجتناب ناپذير بود . كو – تو يابغو كشته شد . باسميل ايدوق – قوتو كه بيلگه خاقان وي را خويشاوند خود ناميده بود با قبول خاتمه دوران حكومت گوك ترك عنوان خاقان را بر خود نهاد . به دنبال وي ايل تبرهاي اويغور و قارلوق نيز عنوان يابغو را بر خود نهادند . يابغو عالي ترين عنوان حكومتي بعد از خاقان بود . در مرتبه بعد از يابغو عنوان شاد ذكر شده است .
گوك ترك ها عليرغم شكست سنگين نظمي به خود داده و سپس فرمانده جناح چپ را كه قاتل قوتلوغ خاقان خاقان بود بر تخت نشاندند. به وي عنوان اوزميش خاقان اعطا شد . وي تقاضاي امپراطور چين مبني بر قبول تابعيت چين را رد كرد . گويا به تحريك چين متحدين سه گانه به گوك ترك ها يورش آوردند و آنها را بار ديگر شكست دادند . ( ژولين ص 472 ، 474 ) اوزميش خاقان به اوتوكن عقب نشيني كرد . منتها پناهنده شدن يابغوي جناح راست به همراه شخص عاليجاه ديگري به نام كو- لا – تو به اتفاق 5000 خانوار به چين وي را در موقعيت ضعيفي قرار داد . به همين جهت در مقابل يورش فرمانده باسميل نتوانست پايداري كند و جان خود را از دست داد . ( 744 ) سر اوزميش خاقان جوان و نگون بخت به دربار امپراطور چين ارسال شد .
با اينكه برادر اوزميش خاقان به نام پو – مي – هو – لونگ – لو به جانشيني وي انتخاب شد ولي اكثريت گوك تركها ديگر اميدي نداشتند . به همين جهت نيز آنها خاقاني ايدوك قوت باسميل را كه از خاندان گوك ترك بود ، پذيرفتند . اما ايل تبرهاي قارلوق و اويغور از اينكار سر باز زدند و خاقاني ايدوك قوت را نپذيرفتند ، حتي با وي به جنگ برخاستند . در جنگي خونين باسميل ها به سختي شكست خوردند . جسد فرمانده شان در ميان كشته شدگان ديده مي شد . ( 745 م . ) به جهت نقش بسيار مهم اويغورها در اين پيروزي فرمانده شان عنوان كول بيلگه خاقان را تصاحب كرد . متعاقب آن كول بيلگه خاقان پو – مي خاقان گوك ترك را از بين برده و در 745 م. اوتوكن بر تخت نشست . زيرا ناحيه اوتوكن همانطور كه بيلگه خاقان گفته بود « ايل توتسيق يير » بود به معني « مركز حكومت بر مردم و كشور » .
تـابـوت
عيد سعيد قربان مبارك!
احکام قربانی
راه اندازي سايت خبري تركمن هاي ايران
عاقبت گوك تركها چه شد ؟ - قسمت 5
هفت بند عشق
مجله ميراث ، شماره 15 منتشر شد!
دانلود آهنگ هاي تركمني سري 2
زنان در موسیقی فولکلور و محلی
ده شاخه اجتماع گوك ترك غربي - قسمت 4
زندگینامه محمد ولی کمینه
حکایت برصیصای عابد و ابلیس
زنجیر عشق (کمک به دیگران)
حکمت خدا
توضيح المسائل از ديدگاه مذهب حنفي
زندگی نامه کریم قربان نفس
رمضان آمد!
يكي بود يكي نبود !
سه پيرمرد
نجار
راز خوشبختي
قورباغه كر
آخرين شماره فصلنامه ياپراق منتشر شد!
بايزيد بسطامی
جشن لچك
