صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
خانگي سازي
پست الکترونيک
پروفايل مدير وبلاگ
عناوين تمامي مطالب
اضافه كردن به علاقه مندي ها
----------------------
ارتباط با ما از طريق ياهو مسنجر
مقالات
مشاهیر ترکمن
تاريخ اوغوزها (تركمن ها)
بازي هاي تركمني
موسیقی ترکمنی
آداب و رسوم تركمن
روایات و حکایات
داستان هاي كوتاه
مطالب جالب و خواندني
معرفي و دانلود كتاب
طنز و كاريكاتور
ویدیو کلیپ ترکمن
آلبوم عکس ترکمن
اخبار کوتاه
براي جستجو واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
لازم به ذکر است این وبلاگ همچنان آمادگی همکاری برای بیان اخبار و فعالیت های کانون فرهنگی مختومقلی فراغی دانشگاه آزاد گرگان را دارد.
مجله تركمني فرهنگي ، علمي ، اجتماعي ميراث آنلاین
" کانون فرهنگی مختومقلی فراغی "
دانشگاه آزاد اسلامي گرگان
بوسیله مترجم آنلاین، شما می توانید تمام صفحات وبلاگ ميراث آنلاين را به 35 زبان دنیا مشاهده نمایید.

اطلاعيه هاي وبلاگ :
كاربر گرامي خوش آمديد!. اميدواريم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد .
براي مشاهده وبلاگ بهتر است از مرورگرهاي IE و Google Chrome استفاده كنيد
برای بهتر شدن وبلاگ حتما نظرات و پيشنهادات خود را با ما در ميان بگذاريد.
با تشکر ـ مدير وبلاگ
موضوع :داستان هاي كوتاه
يك سقا در هند ، دو كوزه بزرگ داشت كه هر كدام از آنها را از يك سر ميله اي آويزان مي كرد و روي شانه هايش مي گذاشت . در يكي از كوزه ها شكافي وجود داشت . بنابراين در حالي كه كوزه سالم ، هميشه حداكثر مقدار آب ممكن را از رودخانه به خانه ارباب مي رساند، كوزه شكسته تنها نصف اين مقدار را حمل مي كرد.
براي مدت دو سال ، اين كار هر روز ادامه داشت . سقا فقط يك كوزه و نيم آب را به خانه ارياب مي رساند. كوزه سالم به موفقيت خودش افتخار ميكرد. موفقيت در رسيدن به هدفي كه به منظور آن ساخته شده بود.
اما كوزه شكسته بيچاره از نقص خود شرمنده بود و از اينكه تنها مي توانست نيمي از كار خود را انجام دهد، ناراحت بود. بعد از دوسال روزي در كنار رودخانه ، كوزه شكسته به سقا گفت : « من از خودم شرمنده ام و مي خواهم از تو معذرت خواهي كنم .» سقا پرسيد : « چه مي گويي؟ از چه چيزي شرمنده هستي ؟» كوزه گفت : « در اين دو سال گذشته من تنها توانسته ام نيمي از كاري را كه بايد ، انجام دهم . چون شكافي كه در من وجود داشت ، باعث نشتي آب در راه بازگشت به خانه اربابت مي شد. به خاطر ترك هاي من ، تو مجبور شدي اين همه تلاش كني ولي باز هم به نتيجه مطلوب نرسيدي.»
سقا دلش براي كوزه شكسته سوخت و با همدردي گفت : « از تو مي خواهم در مسير بازگشت به خانه ارباب ، به گل هاي زيباي كنار راه توجه كني.»
در حين بالا رفتن از تپه ، كوزه شكسته ، خورشيد را نگاه كرد كه چگونه گل هاي كنار جاده را گرما مي بخشد و اين موضوع ، او را كمي شاد كرد. اما در پايان راه باز هم احساس ناراحتي مي كرد. چون ديد كه باز هم نيمي از آب نشت كرده است . براي همين دوباره از صاحبش عذرخواهي كرد . سقا گفت :« من از شكاف هاي تو خبر داشتم و از آنها استفاده كردم . من در كناره راه ، گل هايي كاشتم كه هر روز وقتي از رودخانه بر مي گشتيم ، تو به آنها آب داده اي . براي مدت دو سال ، من با اين گل ها ، خانه اربابم را تزئين كرده ام . بي وجود تو ، خانه ارباب نمي توانست اين قدر زيبا باشد.»
عيد سعيد قربان مبارك!
احکام قربانی
راه اندازي سايت خبري تركمن هاي ايران
عاقبت گوك تركها چه شد ؟ - قسمت 5
هفت بند عشق
مجله ميراث ، شماره 15 منتشر شد!
دانلود آهنگ هاي تركمني سري 2
زنان در موسیقی فولکلور و محلی
ده شاخه اجتماع گوك ترك غربي - قسمت 4
زندگینامه محمد ولی کمینه
حکایت برصیصای عابد و ابلیس
زنجیر عشق (کمک به دیگران)
حکمت خدا
توضيح المسائل از ديدگاه مذهب حنفي
زندگی نامه کریم قربان نفس
رمضان آمد!
يكي بود يكي نبود !
سه پيرمرد
نجار
راز خوشبختي
قورباغه كر
آخرين شماره فصلنامه ياپراق منتشر شد!
بايزيد بسطامی
جشن لچك
آرامگاهي در فراق يار
