صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
خانگي سازي
پست الکترونيک
پروفايل مدير وبلاگ
عناوين تمامي مطالب
اضافه كردن به علاقه مندي ها
----------------------
ارتباط با ما از طريق ياهو مسنجر
مقالات
مشاهیر ترکمن
تاريخ اوغوزها (تركمن ها)
بازي هاي تركمني
موسیقی ترکمنی
آداب و رسوم تركمن
روایات و حکایات
داستان هاي كوتاه
مطالب جالب و خواندني
معرفي و دانلود كتاب
طنز و كاريكاتور
ویدیو کلیپ ترکمن
آلبوم عکس ترکمن
اخبار کوتاه
براي جستجو واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
لازم به ذکر است این وبلاگ همچنان آمادگی همکاری برای بیان اخبار و فعالیت های کانون فرهنگی مختومقلی فراغی دانشگاه آزاد گرگان را دارد.
مجله تركمني فرهنگي ، علمي ، اجتماعي ميراث آنلاین
" کانون فرهنگی مختومقلی فراغی "
دانشگاه آزاد اسلامي گرگان
بوسیله مترجم آنلاین، شما می توانید تمام صفحات وبلاگ ميراث آنلاين را به 35 زبان دنیا مشاهده نمایید.

اطلاعيه هاي وبلاگ :
كاربر گرامي خوش آمديد!. اميدواريم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد .
براي مشاهده وبلاگ بهتر است از مرورگرهاي IE و Google Chrome استفاده كنيد
برای بهتر شدن وبلاگ حتما نظرات و پيشنهادات خود را با ما در ميان بگذاريد.
با تشکر ـ مدير وبلاگ
موضوع :مقالات

نوروز بزرگترين عيد دنياي شرق و بهتبع ان دنياي ترك مي باشد . نوروز ، آغاز سال نو و فصل نو است . نوروز ، منشاء تفكر ملي است . اين عيد بزرگ در دنياي ترك ، مجموعه اي از آداب و رسومي است كه در ارتباط مستقيم با زمان ، تقويم و طبيعت مي باشد . نوروز همچنين عيد افسانه هاي ملي ، عيد فرهنگي و عيد تاريخ اجداد تركام بشمار مي رود . تركستان ، آلتاي ها ، قفقاز ، آناتولي ، ايران و بالكانها جغرافياي نوروز هستند . نوروز اقيانوس وسيعي است كه هرگز نمي توان آن را محدود به يك ايل و طايفه دانست ، « نوروز » عيد اتحاد و برابري است .
به عقيده برخي مورخين ، نخستين آثار بجاي مانده و ريشه هاي نوروز باستان ، از « سومر » ها به يادگار مانده است . جشن هاي آغاز سال سومريان با اسطوره ازدواج مقدس ايزاد بانوي سرزمين با خداي مظهر رويش گياهان مربوط مي شود .
در خصوص پيشينه « نوروز » از سوي مورخين و محققين همواره روي دو احتمال تاكيد شده است . يكي آنكه خاستگاه آن « تركان » مي باشند . يكي آنكه اين عيد خاستگاه « ايراني » دارد .
در آنسيكلوپدي آذربايجان ، براي « نوروز » نوشته شده است : « نوروز ، تداوم آداب و رسوم شرقي است » ، يعني تداوم آداب و رسوم شرق قديم .
در منابع چيني ، « هون » ها صدها سال قبل از ميلاد در روز بيست و يكم مارس ( اول فروردين ) جشن و شادي ترتيب مي دادند . بقايا و تداوم اين آداب و رسوم و جشن ها ، امروزه نيز در برخي از مناطق چين ديده مي شود . همين آداب و رسوم بعد از هون ها ، در « اويغور » ها نيز ديده مي شود . در چند تابلوي بجاي مانده از اويغورها ، مراسم و آداب و رسوم مربوط به نوروز به وضوح ديده مي شود .
مراسم عيد نوروز در ميان اجداد ترك ها در آسياي ميانه مثل اويغور ، ازبك ، قزاق ، قرقيز ، تركمن ، آذربايجاني و تاجيك بصورت وسيع و با آداب و رسوم مختلف برگزار مي شود .
ابوريحان بيروني در كتاب خود « التفهيم » و « العصر الباقيه » اشاره مي كند كه قبل از استيلاي اعراب ، نوروز در ميان مردم آسياي ميانه به عنوان يك عيد وجود داشته است . فردوسي نيز در شاهنامه خود ازعان مي دارد كه نوروز در زمان جمشيد عيد اعلام گرديده بود .
بنا به افسانه ديگري در ايران ، خداوند ، دين ، انسان و خورشيد را در « نوروز » خلق كرده است و پادشاه افسانه اي ايرانيان « كيومرث » در اين روز بر تخت سلطنت نشسته است و وي اين روز را عيد اعلام كرده بود .

بنابر افسانه اي ديگر ، « جمشيد » نيز در اين روز پادشاه شده و به دين جديد گرويده بود و به اين سبب اين روز ( نوروز ) را عيد اعلام نموده بود . جمشيد در دين مهر ( آفتاب ) بود و خودش نيز به عنوان مظهر خورشيد در روي زمين بود . جمشيد مثل حضرت سليمان 600 الي 700 سال سلطنت كرده و حتي بر حيوانات و جن ها نيز فرمانروايي مي كرد . او بوسيله يك عصا و انگشتري كه داشت بر كل جهان حكومت مي نمود .
بنابر افسانه اي ، جمشيد روزي به آذربايجان مي رود و دستور مي دهد تخت او را به روي يك بلندي بگذارند ، جمشيد بر تخت خود مي نشيند و تاج جواهر خود را بر روي سر مي گذارد در اين حال اطرافيان او جمع شده و تخت جمشيد را با هم بر روي دوش خود گذاشته و مي گردانند و اين روز را عيد بزرگ نام مي نهند .
ذكر « نوروز » در كتاب « ديوان الغات الترك » محمود كاشغري ـ كه با قصد شناساندن زبان تركي و فرهنگ تركان به عربي نوشته شده است ـ از مهمترين دلايلي مي تواند باشد كه « نوروز » در فرهنگ تركان جايگاه خاصي داشته است .
در اين كتاب ، كلمه « نوروز » با تقويم دوازده حيواني تركان به ميان آمده است . اساس « نوروز » و « تقويم دوازده حيواني » تركان ، خورشيد مي باشد .
بنا به نوشته ديوان الغات الترك كه در سال 1074 ميلادي به رشته تحرير در آمده است در آن سال حاكم تمامي دنياي اسلام ( به غير از آفريقا ) سلطان ملكشاه سلجوقي ( 1092 ـ 1072 م. ) بود.
بنا به دستور سلطان ملكشاه سلجوقي ، يك تقويم شمسي براي دنياي اسلام تهيه شده بود و آغاز سال در اين تقويم ابتدا 15 مارس ( 24 اسفند ) و بعدها 21 مارس ( اول فروردين ) اعلام شده بود ، كه بعد از مرگ ملكشاه منسوخ شد .
مختومقلي شاعر بزرگ تركمن در قطعه شعري در خصوص نوروز چنين گفته :
بولمادي بيزه نصيبين ، ايسته ديم گؤزدن سني
دئدين اؤتسون قيش ، تاپارام تازه نوروزدان سني
ترجمه : نصيب ما نشدي ، از چشم خواستم تو را
گفتني زمستان برود ، از نوروز مي يابم تو را
« عليشير نوايي » متفكر و شاعر بزرگ قرن چهاردهم نيز در كتاب « چهار ديوان » خود ، به هنگام نقل مقامهاي موسيقي ، از مقامي بنام « نوروز » نيز سخن به ميان مي آورد .
يك تاريخ نگار اهل بلخ نيز بنام « خاوند شاه مير خاوند » نيز در كتاب خود متعلق به عصر 15 ميلادي ، به « عيد نوروز » اشاره مي كند و مي نويسد : ... چنگيز خان ، پادشاه شرق شده است . |وي | در زمان برپايي چادر نوروز خود در سال نو ، بر روي تخت شرف نشست .
افسانه بوجود آمدن نسل تركها از گرگ ، در نوشته يك سياح چيني كه در 119 سال قبل از ميلاد در كشور آسيا ـ هون ـ يه سياحت مي پرداخت آمده است .
در سال 552 بعد از ميلاد ، افسانه اي در تاريخ چين منسوب به حاكم اين كشور ( سلاله جو ) ـ همزمان با حاكميت گوك ترك ها نوشته شده است ـ كه بنا به آن دست ها و پاهاي جد گوك ترك ها توسط دشمنان بريده شده و در يك باتلاق انداخته شده است . يك گرگ اين جسم نيمه جان را پيدا كرده و با شير خود آن را بزرگ نموده و پرورش داده است . و بدين ترتيب جد تركها از مرگ رهايي يافته و نسل تركان از انقراض نجات يافته است . بدين خاطر است كه در نوك پرچم گوك ترك ها تصوير يك گرگ ديده مي شود .
همچنين بدين سبب است كه در كتاب « دده قورقود » صورت گرگ ، مبارك و عزيز گرامي داشته مي شود و در روستاهاي تركيه و آذربايجان براي از نظر بد نگاه داشتن كودكان ، به كلاه و سينه بچه ها دندان گرگ آويزان مي كردند .
در زمان چنگيز خان مغول افسانه اي نوشته شده است كه در آن « پناه آوردن به ارگه نه كون و عيد خروج از آنجا » به اين صورت تشريح شده است :
« دو هزار سال قبل ، تركها مورد حمله دشمنان خود قرار مي گيرند و همگي كشته مي شوند . فقط دو نفر مرد به نامهاي « كيان » و « نوقوس » به همراه همسرانشان زنده مي مانند . اين چهار نفر بخاطر اينكه بدست دشمنان خود نيفتند به داخل يك غار رفته و در آنجا پناه مي گيرند . انتهاي اين غار كه « ارگه نه كون » ( گذرگاه كوه سار ) نام دارد ، كوهها و سرزمين پر بركت و وسيعي وجود داشته و اين چهار نفر در اين منطقه ساكن مي شوند . از اين دو خانواده ، بچه هايي متولد مي شوند و اينها با هم ازدواج مي كنند و ظرف 400 سال جمعيت آنان افزايش مي يابد ، بطوريكه طايفه ها و قبايل متعددي از آنان بوجود مي آيند . بتدريج جمعيت حاصله بيش از ظرفيت منطقه « ارگه نه كون » مي شود . اين افراد به دنبال راه خروجي از منطقه فوق مي گردند تا اينكه در منطقه ، يك گرگ خاكستري ديده مي شود . اهالي بدنبال گرگ مي روند تا بدانند اين گرگ از كجا آمده و به كجا مي رود . تا اينكه بالاخره مي بينند كه گرگ از تونل باريكي از يك كوه داراي صخره هاي سنگ آهن به بيرون مي رود و مردم با همكاري يكديگر و با كمك يك آهنگر ، از پوست 70 اسب و گاوميش ، دم هاي آهنگري ساختند و با جمع آوري هيزم بسيار ، آتش عظيمي برافروختند و با كمك دم هاي آهنگري ، شعله هاي آتش را به داخل تونل باريكي كه گرگ از آنجا عبور كرده بود هدايت نمودند و بتدريج با ذوب كردن اطراف تونل مذكور ، راه عبور را بزرگتر و گشادتر كردند . اين كار با صف انرژي بسيار و سپري شدن روزها انجام گرفت و بالاخره دهانه عبور را به اندازه اي كه بشود يك شتر از آنجا عبور كند ، بزرگ كردند . جمعيت حاضر در نهايت با عبور از اين گذرگاه ، به دنياي خارج و آزادي دست يافتند . در چنين موقعي ، فصل بهار بود . »
خروج تركان از « ارگه نه كون » درست مصادف اول فروردين ماه مي باشد . بهاين سبب در زمان هونها و حتي ساكاها ، هر سال در روز خروج از « ارگه نه كون » ، مراسم عيد ملي بر پا مي گرديد .
خاقان هاي ترك نيز در اين روز به خاطر اينكه آهنگر باعث خروج اجدادشان از « ارگه نه كون » گرديده ، يك تكه آهن را روي سندان آهنگري مي گذاشتند و با چكش مراسم كوبيدن روي تكه آهن را برگزار مي كردند ، در عين حال اسبان ، شترها و قوچها را قرباني كرده و با برپايي ميهماني هاي بزرگي جشن و سرور برپا مي كردند .
مردم ايران ، 15 روز مانده به پايان سال ، به استقبال نوروز مي روند . زنان خانه تكاني مي كنند و به همراه افراد خانواده مخصوصا به كودكان ، البسه نو خريداري و يا دوخته مي شود . از گندم و عدس ، سبزه مي گذارند كه با رويش آن رسيدن فصل نو و بهار تداعي مي گردد .
با فرا رسيدن آخرين شب چهارشنبه هر سال ، مراسم « چهارشنبه سوري » برپا مي شود . مردم در اين روز در كوچه ها ، خيابانها و ميدانها آتش برپا كرده و از روي آن مي پرند . اين سخنان را هم هنگام پريدن از آتش ، تكرار مي كنند : « زردي من از تو ، سرخي تو از من » . در اين شب ، آجيل مخصوص چهارشنبه سوري در منازل خورده مي شود . در چهارشنبه سوري درمناطق آذربايجان و ترك نشين مردم بخصوص جوانان از روي بامها به در و پنجره هاي همديگر كيسه اي آويزان مي كنند تا از صاحبخانه شيريني ، آجيل ، جوراب ، پول و ... بگيرند . صاحبخانه در چنين مواقعي بنا به وسع مالي خود مقداري از وسايل ذكر شده را در داخل كيسه مي گذارد . شخصي كه طناب را آويزان كرده سعي مي كند تا صاحبخانه او را نشناسد . اين مراسم در برخي از مناطق در چهارشنبه سوري و در برخي ديگر در شب عيد برگزار مي شود .
جوانان ، بخصوص دخترها در اين روز « فال گوش » مي ايستند و هر كس سخنان مردم را بنا به فال و نيت خود تفسير مي كند .
در اين شب ، هر كس نيتي كرده و چند جوانه از سبزه منزل خود را مي كند ، باور مردم بر اين است كه اگر تعداد جوانه ها زوج باشد آرزوي او بر آورده مي شود و اگر فرد باشد آرزوي او بر آورده نخواهد شد .
شب آخرين چهارشنبه سال ، « حاجي فيروز » كه سراسر قرمز پوشيده و صورتش را با زغال سياه كرده ، در كوچه ها و خيابانها به گشت زني و آواز خواني مي پردازد و دف زنان اين جمله را تكرار مي كند : « حاجي فيروزم ، سالي يك روزم » . در زمان قاجارها همراه با حاجي فيروز ، « آتش افروز » و « مير نوروز » هم به گشت زني مي پرداختند . « آتش افروز » با آتش مي رقصيد و از دهانش شعله هاي آتش پرت مي كرد ، « مير نوروز » هم با همراهي چند دف زن به گردش در شهر مي پرداخت . البته يك ميمون و يا خرس نيز با اين گروه همراهي مي كرد.
در مناطق آذربايجان ، قبل از فرا رسيدن نوروز خانواده ها به دختران و عروسانشان عيدانه مي دهند ، كه شامل البسه ، وسايل منزل و يا وجه نقد مي باشد.
بعد از تحويل سال ، بزرگان خاندان و طايفه اولين كساني هستند كه از سوي ساير افراد خانواده و يا اقوام مورد ديدار قرار مي گيرند . رو بوسي و تبريك سال نو در تمامي ديدو بازديدها حرف اول را مي زند . همه البسه نو و زيباي خود را بر تن مي كنند و كودكان نيز معمولا از بزرگترها عيدي مي گيرند . عيدي كودكان اغلب اسكناس نو و تا نخورده مي باشد .
سفره « هفت سين » نيز از بديهي ترين سفره هايي است كه هر خانواده بنا به سليقه و امكانات خود آن را در بهترين نقطهمنزل بر پا مي كند . اين سفره از هفت شيء جاندار و گياه تشكيل شده است : سيب ، سمنو ، سماق ، سبزه ، سركه ، سنجد ، سير .
در اغلب منازل بخصوص در مناطق آذربايجان ، ماهي قرمز در تنگ آب ، تخم مرغي كه با پوست پياز ، قرمز و رنگي شده است ، گلدان سنبل و نرگس ،شيريني ، پنير و نان ، شمع رنگي ، آينه ، سكه و قرآن كريم نيز در سفره هفت سين جاي دارند .
در سيزدهمين روز از سال جديد كه به « سيزده بدر » معروف است ، از صبح همه به دشت و صحرا مي روند و غذاهايي را كه از منزل با خود برده اند در آنجا مي خورند . اين روز ، روز آشتي مردم با طبيعت است . مردم در اين روز سبزه هايي را كه قبل از عيد در خانه هايشان گذاشته اند ، با خود بيرون آورده و در دشت و صحرا ( معمولا روي چمن ها ) رها مي كنند و به اين ترتيب بد شانسي را از خانه و خود دور مي كنند . جوانان ، كودكان و حتي بزرگترها در اين روز در دامن طبيعت بازيهاي مختلفي انجام مي دهند . « الك دولك » ، « بازي استخوان » ، « قايم باشك » ، « ساخلانباج » و ... از اين قبيل بازيهاي تفريحي هستند .
در كشور تركمنستان طبق رسم قديم و جديد دوبار در سال جشن نوروز گرفته مي شود . يكي از اين جشن ها با استناد به تقويم ميلادي به عنوان جشن بين المللي ( سال نو ) شناخته مي شود و ديگري برگزاري عيد نوروز به نشانه احياي دوباره آداب و رسوم ديرينه مردم تركمنستان است .
مردم تركمنستان عقيده دارند زماني كه جمشيد با عنوان چهارمين پادشاه پيشداديان بر تخت سلطنت نشست آن روز را نوروز ناميدند . مردم تركمنستان در اين ايام با پختن غذاهاي معروف نوروزي مانند : نوروز كجه ، نوروز بامه ، سمني ( سمنو ) و اجراي بازي هاي مختلف توسط جوانان تركمن حال و هواي ديگري به اين جشن و شادي مي دهند .
در ايام نوروز مسابقات مختلفي در تركمنستان برگزار مي شود كه مي توان به مسابقات اسب دواني ، كشتي ، پرش براي گرفتن دستمال از بلندي ، خروس جنگي ، شاخ زني ميش ها ، شطرنج بازي ، مهره بازي و تاب بازي اشاره نمود . ديد و بازديد در ايام نوروز در ميان مردم تركمن از جايگاه خاصي برخوردار مي باشد .
يكي از رسم هاي ديرينه و كهن نوروز در ميان مردم قرقيزستان ، پختن 7 نوع غذا در 7 ديگ مي باشد . بعد از صرف غذا ، دختران و نوعروسان به قسمت عقب ارابه هاي گاوميش ها بوته هاي سبز درخت آلو را مي بندند . هدف از اين كار ، رساندن خبر عوض شدن طبيعت و آمدن بهار به مردم مي باشد .
با فرا رسيدن نوروز ، قرقيزها آتش بر پا مي كنند . آتش ، سمبل روشنايي و اشارت آغاز دوباره حيات طبيعت است . پير و جوان ، كودك و بزرگ ، همگي از روي اين آتش مي پرند و هنگام پريدن از روي آتش اين جملات را بر زبان مي آورند : « از حرام ها تميز مي شوند » ، « نور قرمز تو به من بيايد ، بيماري زرد من مال تو باشد » . بخاطر اينكه از سياهي و ظلمات رهايي يابند ، هيزم آتش را زيادتر مي كنند تا هرچه زودتر به روشنايي برسند .
بعد از خاموش شدن آتش ، همه به خانه هايشان مي روند و به نيت اينكه زشتي ها و بلاها را از خود دور كنند ( بلاها و زشتي هابه سال كهنه بروند ) آب را بوسيله قابلمه ها از پنجره ها و درهاي خود به بيرون مي ريزند .
در نوروز ، مردم قرقيزستان همه يك نوع غذا مي پزند و همه لباسهايي با رنگ روشن و شاد مي پوشند . غذايي كه با نام « كؤچو ـ بوتكو » از گندم و جو تهيه مي شود ، نصف شب بين مردم و همسايگان توزيع مي شود . فرداي آن روز ، قرقيزها به كنار دريا و يا رود مي روند و گلها و كوزه هايي را كه با خود به آنجا برده اند ، به داخل آب مي اندازند . قرقيزها مسابقات مختلفي در روز نوروز برپا مي كنند ، كه اكثر اين مسابقات با اسب و بر روي اسب برگزار مي شوند .
نوروز در قزاقستان
در قزاقستان با فرا رسيدن نوروز ، همه به استقبال آن مي روند . مردم خانه هايشان را تميز مي كنند و بهترين و زيباترين لباسهاي خود را در اين روز مي پوشند . مردم قزاقستان در اين روز ، همگي به ديد و بازديد يكديگر مي روند و با رو بوسي ، عيد يكديگر را تبريك مي گويند. قزاقها در اين روز بهترين و زيباترين آرزوها را نثار يكديگر مي كنند و اشعاري با اين مضمون مي خوانند : « در ميان ملتمان صلح و خوشبختي باشد ، به هر جا بروي راهت باز باشد ، به ملت بركت بدهد ، بلاها از بين بروند ، عمرت زياد باشد ، و ... » . بزرگان خانواده به هر كسي كه براي ديدار آنها و تبريك نوروز آمده است ، چنين جملاتي را بر زبان مي آورند .
قزاقها در نوروز ، سوپ مخصوصي را به نام « نوروز كؤژه » مي پزند و با ميهمانانشان آن را مي خورند . اين سوپ از 7 نوع ماده غذايي تهيه مي شود .
عيد نوروز در ميان قزاقها هميشه توام با خواندن ترانه ها ، اجراي موسيقي ، برگزاري مسابقات كشتي و انواع مراسم هاي تفريحي ديگر بوده است .
در قزاقستان هر كس بنا به وسع خودش ، مراسم نوروز را برگزار مي كند . معمولا خانواده ها در اين روز گوسفند قرباني مي كنند و سر گوسفند را بعد از پختن به نشانه احترام به بزرگان ، يا مسن ترين شخص حاضر اهداء مي كنند . تعداد ميهمانها در يك خانواده هر قدر زياد باشد ، افراد آن خانواده راضي و مسرور مي شوند . در اين روز ، كساني كه با همديگر قهر هستند ، آشتي مي كنند ، حتي آنهايي كه بشدت با يكديگر اختلاف دارند .
« نوروز » در ازبكستان به عنوان « عيد ملي » اعلام شده است . مردم ازبكستان نوروز را پيام آور عشق ، انسانيت ، دوستي ، مساوات و اتحاد مي دانند . در اين روز مردم اشعاري با مضمون « نوروز » براي يكديگر مي خوانند.
به عقيده مردم ازبكستان ، نوروز فقط عيد نيست بلكه در عين حال طبيعت و زحمت ، ورزش و هنر ، انسان دوستي و ميهمان نوازي ، لذت ، عشق ، نزاكت ، زيبايي و كرامت نيز مي باشد .
« بابا دهقان » به عنوان قهرمان رزق و محصول ، سمبل هميشگي نوروز در ازبكستان است . « بابا دهقان » براي يادآوري فصل بهار پالتوي سبز رنگ مي پوشد . « باهار آي » ( دختر بهار ) نيز كه نوه « بابا دهقان » مي باشد ، ملكه سبزي ، چمن ،گل و لاله است .
« بابا دهقان » پدر بزرگ ، پدر و برادر هنرمندان و كارگران مرد است و « باهار آي » نيز سمبل پاكيزگي ، عفت و تلاش دختران و مادران مي باشد . در نوروز مردم بر روي ديوارهاي خانه ها و محلات ، چنين جملاتي را مي نويسند : « الهي هر روزت نوروز باشد » ، « نوروز عالم مبارك باشد » . در شب نوروز در تمامي محلات يك مراسم ادبي همراه با موسيقي با عنوان « الهي هر روزت نوروز باشد » اجرا مي شود .
صبح زود در منازل ، سفره عيد بر پا مي شود . بزرگان خانه و محله پاي سفره مي نشينند و پس از ذكر دعا ، شيريني ها و غذاهاي مختلف موجود در سفره به حاضرين داده مي شود .
جوانان در اين روز بازيهاي مختلفي ترتيب مي دهند . طبق شرايط و امكانات هر محله پيك ( قاصد ) از جمله بازيهاي است كه در اين روز ترتيب داده مي شوند . كودكان نيز مسابقه بادبادك پراني انجام مي دهند . بالاخره اينكه در اين روز هر كس به نوعي ، هنر و مهارت هاي خود را به ديگران نشان مي دهد .
نوروز در آذربايجان
بر پايي مراسم عيد « نوروز » در جمهوري آذربايجان ، قبل از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي ، مثل ساير جمهوري ها ممنوع بود . ولي اكنون « نوروز » به عنوان « عيد ملي » مردم آذربايجان بشمار مي رود و يك عيد رسمي مي باشد .
به عقيده مردم آذربايجان ، « نوروز » تجديد حيات و جدايي از كهنه گي هاست . نوروز تاريخ گذشتكان را به ما يادآوري مي كند و به نسل هاي جديد ، اتحاد ،جوانمردي ، سرزندگي ، انسانيت و وطن دوستي مي آموزد . در آذربايجان ، چندين روز مانده به عيد ، در خانه ها سبزه گندم مي گذارند تا از سبزه آن براي سفره عيد و از جوانه هاي آن براي پختن « سمنو » استفاده كنند .
به اولين چهارشنبه ماهي كه به عيد ختم مي شود « قارا » ( سياه ) ، به دومين « كوله » ( كوتاه ) و به سومين و آخرين چهارشنبه ، « آخير » ( آخر ) گفته مي شود . در قارا چهارشنبه ، كودكان در پشت بامها آتش روشن مي كنند و از روي آن مي پرند . در دومين چهارشنبه ، اين مراسم بصورت وسيع برگزار مي شود و همه به بازار رفته و آجيل ، ميوه ، شيريني و البسه مي خرند . در آخرين چهارشنبه سال ، دختران به همراه مادرانشان به بازار چهارشنبه مي روند و ابتدا نمك ( سمبل بركت ) ، آينه ( سمبل خوشبختي ) ،كاسه آب ( سمبل روشني ) و كبريت ( سمبل نور ) مي خرند . در اين روز به عروسان و دامادها ، هديه هايي خريداري و فرستاده مي شود . عصر همين روز در پشت بامها آتش مي افروزند و هنگام پريدن از روي آن ، اين جمله را تكرار مي كنند : « آغير ليغيم ،اوغورلوغوم دوشسون بو اودون اوستونه » ( سنگيني و شانسم بر روي اين آتش بيافتد ) . بعد خانم ها بر روي آتش اسپند مي ريزند و اين شعر را مي خوانند : « اوزارليك سن هاواسان ، مين بير درده داواسان ، سني اودا ساليرام ، قادا بالا آلاسان » ( اسپند هستي هيچ هستي ، دواي هزار و يك درد هستي ، ترا به آتش مي اندازم ، درد و بلا رفع كني ) .
در چنين روزهايي زنان و دختران بعد از اتمام خانه تكاني ، به حمام عيد مي روند و زنان مسن به سرشان و دختران به انگشتانشان حنا مي گذارند . صبح آخرين چهارشنبه سال ، دختران و زنان صبح زود به كنار رودها مي روند و براي اينكه كوزه هاي خود را پر از آب كرده و به منزل باز مي گردند . در خانه ها در اين روز انواع نان و تافتون ، حلوا و حلواي زنجفيل پخته مي شود .
پس از خاموش شدت آتش در شب آخرين چهارشنبه سال ، زن خاكستر حاصل از آتش را به بيرون برده و در پاي يك درخت مي ريزد . زن وقتي برمي گردد درب منزل را بر رويش مي بندند و از او مي پرسند : كيستي ؟ او جواب مي دهد : عروس ، مي پرسند : چه آورده اي ؟ زن جواب مي دهد : شادي و خوشبختي آورده ام . پس از اين جمله در را بر روي زن باز مي كنند و او وارد خانه مي شود .
برخي از عقايد مردم آذربايجان در خصوص « نوروز » چنين است :
ـ شب عيد ، اجاق تمامي خانه ها بايد روشن باشد .
ـ پولي را كه به عنوان عيدي گرفته اي نبايد خرج كني .
ـ در اولين روز عيد هر كس بايد در منزل خودش غذا بخورد .
ـ خانواده عروس به خانه تازه عروس هديه مي فرستند .
« نوروز » در تركيه نيز مثل ساير كشورهاي ترك ، با مراسم و عنعنه هايي مختلفي برگزار مي شود . مردم تركيه ، نوروز را داراي ارزشهاي فرهنگي بسيار مي دانند . اين عيد بزرگ در زمان هاي گذشته ، در ميان اهالي اين كشور جايگاه خاص و بزرگي داشت ولي متاسفانه در مقاطع زماني خاصي بدستور دولتمردان ، ممنوع اعلام شد . اين ممنوعيت چه بسا اتفاقات اجتماعي بزرگي را در اين كشور رقم زد . با باز شدن فضاي سياسي و اجتماعي در دهه هاي اخير ، « نوروز » در تركيه نيز هويت تاريخي و فرهنگي خود را باز مي يابد .
رنگ كردن تخم مرغ و كوبيدن آنها به يكديگر ( يومورتا توققوشدورما ) ، رقص دسته جمعي در دامن طبيعت ( هالاي ) ، انجام دادن بازي هاي مختلف با عنوان « بير دير بيردن » ( يكي است از يكي ) ، برگزاري مسابقات ورزشي مثل كشتي و اسب دواني ، خواندن ترانه ( توركو ) و اجراي موسيقي هاي اصيل و معنوي ، بر افروختن آتش و پريدن از روي آن ، پختن انواع شيريني و خريد آجيل و ... همگي از مراسم خاص « نوروز » در تركيه مي باشند .
كودكان در اين روز بصورت دسته جمعي ، خانه به خانه مي گردند و براي خود عيدي جمع مي كنند . اين عيدي معمولا آجيل ، شيريني و پول مي باشد . خانواده ها از قبل آجيل و شيريني لازم را جهت اهدا كردن به بچه ها آماده مي كنند . به اين خاطر هر خانواده اي قبل از رسيدن نوروز تنقلات خشك ، گردو ، فندق ، پسته و انواع شيريني را براي منزل خود تهيه مي كند . در نوروز در كوچه ها ، ميادين و حتي دامن طبيعت ، آتش هاي بزرگي بر افروخته مي شود و پير و جوان و زن و مرد همه از روي آتش مي پرند .
در اين روز نوعي غذا بنام « بيشي » كه از آرد تهيه مي شود ، در خانه ها پخته مي شود و بچه ها غذاي حاضر را به همسايگان و نزديكان پخش مي كنند . هنگام توزيع غذا ، صاحبخانه سعي مي كند آن با ترتيب و نظم و بدون از قلم افتادن كسي انجام گيرد . « بيشي » مخصوصا به افرادي كه قهر هستند فرستاده مي شود تا اسباب آشتي فراهم شود . اين غذا به خانواده هاي بي بضاعت به مقدار كافي ارسال مي شود . بزرگان خانواده ها در در نوروز براي بركت و افزايش محصولات كشاورزي ، افزايش زاد و ولد دامها و عدم شيوع بيماري و قحطي ، دعا مي كنند . اين دعاها معمولا دسته جمعي خوانده مي شود .
مراسم « فانوس » از ديگر برنامه هاي انجام شده در شب نوروز مي باشد . قبل از فرا رسيدن نوروز ، خانواده ها به بچه هايشان فانوس هاي كاغذي و شمع هاي رنگارنگ مي خرند . در شب نوروز شمع ها را داخل فانوس ها گذاشته و آنرا بر روي طنابهايي كه به منزل يا ديوار به ديوار كشيده شده ، آويزان مي كنند .
كودكان براي روشن كردن فانوسها لحظه شماري مي كنند و بالاخره جوانان محل ، مشعل بدست مي آيند و فانوسها را روشن مي كنند . در اين اثنا بزرگان خانواده ها در خانه ها و محل هاي مشخص جمع مي شوند . رقص و شادماني جوانان و كودكان ، تا خاموش شدن مشعل و فانوس ها ادامه مي يابد . در روز عيد ، بزرگان خاندان درمنزل خود جهت قبول ميهمانان و تبريك سال نو و نوروز منتظر مي نشينند و با شيريني و شكلات از ميهمانان پذيرايي مي كنند .
منبع : نشريه ياپراق ، سال هفتم ، شماره 26 ـ 23 ، ص ۱۴۴-۱۳۸
عاقبت گوك تركها چه شد ؟ - قسمت 5
هفت بند عشق
مجله ميراث ، شماره 15 منتشر شد!
دانلود آهنگ هاي تركمني سري 2
زنان در موسیقی فولکلور و محلی
ده شاخه اجتماع گوك ترك غربي - قسمت 4
زندگینامه محمد ولی کمینه
حکایت برصیصای عابد و ابلیس
زنجیر عشق (کمک به دیگران)
حکمت خدا
توضيح المسائل از ديدگاه مذهب حنفي
زندگی نامه کریم قربان نفس
رمضان آمد!
يكي بود يكي نبود !
سه پيرمرد
نجار
راز خوشبختي
قورباغه كر
آخرين شماره فصلنامه ياپراق منتشر شد!
بايزيد بسطامی
جشن لچك
آرامگاهي در فراق يار
بازي شماره 5 - بازي غوشاق آتدي
لأله ، غمنامه دختران دشت
بازي شماره 4 ـ پلله م باشي ( چورله ن ـ چورريگ ـ اوينام كسسير )
