صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
خانگي سازي
پست الکترونيک
پروفايل مدير وبلاگ
عناوين تمامي مطالب
اضافه كردن به علاقه مندي ها
----------------------
ارتباط با ما از طريق ياهو مسنجر
مقالات
مشاهیر ترکمن
تاريخ اوغوزها (تركمن ها)
بازي هاي تركمني
موسیقی ترکمنی
آداب و رسوم تركمن
روایات و حکایات
داستان هاي كوتاه
مطالب جالب و خواندني
معرفي و دانلود كتاب
طنز و كاريكاتور
ویدیو کلیپ ترکمن
آلبوم عکس ترکمن
اخبار کوتاه
براي جستجو واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
لازم به ذکر است این وبلاگ همچنان آمادگی همکاری برای بیان اخبار و فعالیت های کانون فرهنگی مختومقلی فراغی دانشگاه آزاد گرگان را دارد.
مجله تركمني فرهنگي ، علمي ، اجتماعي ميراث آنلاین
" کانون فرهنگی مختومقلی فراغی "
دانشگاه آزاد اسلامي گرگان
بوسیله مترجم آنلاین، شما می توانید تمام صفحات وبلاگ ميراث آنلاين را به 35 زبان دنیا مشاهده نمایید.

اطلاعيه هاي وبلاگ :
كاربر گرامي خوش آمديد!. اميدواريم
در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد .
براي مشاهده وبلاگ بهتر است از مرورگرهاي IE و Google Chrome استفاده كنيد
برای بهتر شدن وبلاگ حتما نظرات و پيشنهادات خود را با ما در ميان بگذاريد.
با تشکر ـ مدير وبلاگ
موضوع :تاريخ اوغوزها (تركمن ها)
قوم توروك ( تورك )
موسس دولت گوك ترك بوده و خاقان ها مستظهر و منسوب به اين قوم هستند . به منظور نشان دادن انتساب خاقان ها به اين قوم بعضا به اين نام متصف شده اند : توروك يامي خاقان ، توروك بيلگه خاقان .
به نظر مي رسد توروك اسمي است كه از تركيب بن فعلي تورو يا ( تؤرو ) و پسوند ك ساخته شده باشد . اما واژه توروك به معني مقتدر و توانمند بعد از گوك تركها و در متون اويغوري مربوط به قرون دهم تا سيزدهم آمده است . به اين معني كه مفهوم قدرتمند و مقتدر بعد از ظهور نام ترك و تنها مختص يك قوم ترك در متون مشاهده شده است . منتها همانطور كه نه در سنگ نبشته ها و نه در ديوان لغات الترك و نه در هيچ يك از منابع ديگر ديده نشده است . در هيچيك از لهجه هاي معاصر تركي نيز ديده نشده است . البته بايد يادآور شد كه دليل اينكه اين اسم به اين معني در ميان اويغورها به كار برده شده احتمالا در ارتباط با آوازه شهرت و افتخار گوك تركها بوده است . به دلايل فوق در مقرون به حقيقت بودن نظريه آ . وامبري كه براي اولين بار اعلام كرد نام ترك از بن فعلي تور مشتق شده است هيچگونه ترديدي نمي توانيم داشته باشيم .
كلمه يؤروك به معني كوچ نشين نيز در قرون چهاردهم ، پانزدهم در آناطولي از بن فعلي يؤرو تشكيل شده است . به اين نحو ظاهر شده است . توروك (تورك ) به معني آفريده ، متولد شده و مخلوق آمده است . « كيشي اوغلي كوپ اؤلگه لي توروميش = آدميزاده به جهت مردن زاده شده است » .
در خصوص قبايل تشكيل دهنده قوم گوك ترك شرقي اطلاعي نداريم . منابع چيني ضمن توصيفات افسانه اي درخصوص اصليت گوك تركها ، قوم توروك را همچون هم قومان غربي شان متشكل از ده شاخه نوشته اند . ( در منابع مربوط به دوره پادشاهي سلسله تانگ مستمرا از 9 شاخه تركها سخن گفته مي شود . منتها اين 9 شاخه محتملا 9 شاخه اوغوزان بايد باشد . )
تنها سند مهم بدين قرار است . در آخرين سنگ نبشته مربوط به خاقان اويغور ايل اتميش بيلگه خاقان ، قوم ترك با عنوان قومي توروك با سه درفش نمايانده شده است . عنوان قوم توروك با سه درفش به اين مفهوم است كه از سه شاخه يا سه بخش يا سه گروه تشكيل مي شده است .
قوم اوغوزها :
در سواحل تولا ( توغلا ) در آن بخش از رودخانه كه مستقيما رو به شمال امتداد دارد سكونت داشته اند . در سنگ نبشته ها اوغوزها قومي معرفي شده اند كه در شمال سكونت داشته اند . همسايه شرقي آنها تاتارها بودند . چون متشكل از 9 طايفه مي شدند بعضا به آنها توقوز اوغوز ( 9 اوغوز ) نيز گفته مي شده است . ما از اين 9 شاخه تنها نام دو قبيله آن را مي دانيم . قبيله قوني و قبيله تونگرا .
ذيلا شرح خواهيم داد كه زماني كه ايل تيريش خاقان به منظور احياي مجدد دولت ترك بپا خاست ، به عنوان قدرتمند ترين قوم ، اوغوزها را پيش روي خود داشت . آنها توسط حكمراني كه عنوان خاقان را داشت اداره مي شدند . به همين جهت وي با اوغوزان 5 بار پيكار كرد . حكمران آنان بنام خاقان در پنجمين نبرد شكست خورد . وي معزول و حكومت اوغوز ساقط شد . بدين سان اوغوزان به تابعيت در آمدند . اما بر خلاف بسياري از اقوام براي اداره آنها حكمراني از خاندان سلطنتي منصوب نشد . آنها نيز همچون قوم ترك مستقيما و بدون واسطه تحت رهبري خاقان بودند . آنها از شرايط حقوقي تقريبا يكساني با قوم ترك برخوردار بودند .
به همين سبب نيز همانگونه كه « توروك بيلگه خاقان توروك سير بودونوگ ، اوغوز بودونگ ايگيدو اولورور » گفته است . بيلگه خاقان نيز در خطاب به قوم ترك ، قوم اوغوز و بيگ هاي آنان را هم مخاطب قرار داده و مي گويد : « توروك ، اوغوز بيگلري ، بودون اشيدينگ » ( اي بيگ هاي توروك و اوغوز ، اي قوم گوش فرا داريد ) بيلگه خاقان در جاي ديگر مشخصا و صراحتا مي گويد : « توقوز اوغوز بودون كنتو بودونوم ارتي = قوم توقوز اوغوز قوم خودم بود » . ( در سنگ نبشته كؤل تگين ، ارخون ص 48 )
سخنان فوق بيانگر وجود خويشاوندي بين خاقان و اوغوزان بوده و دولت گوك ترك همچون يك دولت اوغوز تصوير شده است . البته در حقيقت خاقان با آن سخن خود يك رابطه حقوقي را منظور كرده است . بدين معني كه قوم توقوز اوغوز ، همچون قوم توروك ، مستقيما وابسته به من بوده و تحت رهبري من مي باشد .
« توروك بودون اوچون تون اوديماديم ،كونتوز تورماديم ، اينيم كول تگين بيرله ايكي شاد بيرله اولويتيو قازغانديم دي ين = بخاطر قوم توروك شب نخوابيدم ، روز نياسودم و به همراهي برادر كوچكترم كؤل تگين و دو شاد ( عنوان حكمرانان ) با مرارت پيروزي را به دست آوردم » .
توروك بيلگه خاقان چگونه مي توانسته است به قوم توقوز اوغوز منسوب باشد در سنگ نبشته متعلق به بيلگه خاقان اوغوزها با صفت « سير توقوز اوغوز » ناميده شده اند . درسنگ نبشته تون يو كوك ، قوم توروك نيز به عينه با همان صفت توصيف شده است . از اين موارد ، اينگونه استنباط مي شود كه با گذشت زمان موقعيت اوغوزان تعالي پيدا كرده است . منتها متاسفانه مفهوم واژه فوق ( سير ) كه بيانگر موقعيت بالاي موصوف بوده بر ما نامعلوم مانده است . ( اورخون ، ج 1 ، ص 58 )
توقوز اوغوزها همانگونه كه ذيلا خواهيم ديد ، همانند دولت گوك ترك ، در دولت اون اويغور نيز نقش خود را ايفا كردند . در اين دولت نيز اوغوزان دومين نيروي پشتيباني كننده دولت مركزي بوده و حتي بر عليه خاقان اويغور سر به شورش برداشته اند .
البته برخي محققين اوغوز و اون اويغور را يك قوم واحد تصور كرده اند . اين خود جاي تعجب دارد . در حقيقت نيز اوغوزان كه در سواحل تولا سكونت داشتند و مشتمل بر 9 شاخه بودند وتابعيت خاقان را پذيرفته بودند ، متمايز از اويغورهايي بودند كه در سواحل سيلنگا سكونت داشته و مشتمل بر 10 شاخه مي شدند و توسط حكمراناني با عنوان ايل تبر اداره مي شدند . مسلما اين دو قوم متمايز از يكديگر بوده اند .
قوم اديز :
اديزها از دو شاخه تشكيل شده بودند .به همين جهت است كه در سنگ نبشته ها بعضا به نام دو اديز خوانده مي شوند . مساكنشان در جوار سرزمين اوغوزان قرار داشت . به همين سبب بعد از جنگي كه در محل توغوباليق با اوغوزان در گرفت ، تار دوش شاد ( بيلگه خاقان آينده ) در سال 715 م. به همراهي كؤل تگين روبه جانب اديزها عزيمت كرده و در محل قؤشلاغاق آنها را در شرايط اسفباري مجبور به قبول شكست كرد . « قوم اديز در آنجا معدوم شد = اديز بودوني آندا اولتي » ( اورخون ص 48 – 50 )
از منابع چيني چنين بر مي آيد كه جنگ قوشلاغاق در پي شورش ايل تبر اديز رخ داده است . ايل تبر نيز به دليل سوء مديريت قاپقان عصيان كرده است .
پس از شكست قوشلاغاق ، اديزها كوچ كرده و تابعيت چيني ها را پذيرفتند . فقط پس از انتصاب بيلگه خاقان به فرمانروايي ، مراجعت كرده و تابعيت او را پذيرفتند و مستقيما وابسته به خاقان شدند . سخن بيلگه خاقان در خصوص حكمراني فرزندش به دو قوم « توقوز اوغوز » و « ايكي اديز » در اين رابطه است .
قوم قيرغيز ( قيرقيز در سنگ نبشته ها )
اين قوم در دوره گوك ترك ها و بعدها در شمال ، ابتدائا در دشت آباقان سكونت داشتند . اينكه حكمرانان آنها عنوان خاقان داشته اند ، نشان دهنده موقعيت قدرتمند اين اجتماع است . به همين خاطر است كه نه گوك ترك ها و نه اويغورها نتوانستند به موجوديت سياسي قرغيزها خاتمه دهند . بالعكس مي دانيم كه در سال 840 م. در عزيمت به جنوب ، دولت اويغورها را ساقط كرده و ناحيه اورخون را تصرف كرده اند .
اين ادعا كه قرغيزها اصلا يك قوم ترك نبوده اند در بين تاريخ دانان با علاقه مندي دنبال شده است . منابع چيني قرغيزها را از نظر ظاهري با موهاي روشن و چشم هاي آبي توصيف كرده اند . در بين مولفين اسلامي گرديزي قرغيزها را مردمي با پوست سفيد و موهاي قرمز توصيف كرده و دليل آن را آميختگي نژادي آنها با قوم اسلاو ذكر مي كند كه اين خود دليل محكمي براي مدعيان نظريه بالا بوده است .
ليكن قرغيزها كه از كانون جهان ترك بسيار دور بوده و بين مساكن آنها رشته كوهها و رودخانه هاي بي شمار فاصله افكنده بودند چگونه ترك شده اند . توضيح اين مسئله غير ممكن است . چنانچه اين گونه باشد اين ادعا ديگر اعتباري ندارد . اضافه مي شود كه مولفيني همچون اصطخري و كاشغري نيز قرغيزها را جزء اقوام اصيل ترك محسوب مي كنند : « در سرزمين چين زبانهاي گوناگون بكار مي رود به همين سبب آدميان در آنجا چندان يكديگر را درك نمي كنند . در حالي كه توقوز غز ( = اويغور ) ، خرخيز ( = قرغيز ) ، كميك ، الغزيه ( = اوغوزها و خرلوخيه و قارلوق ها ) كه مجموعا اقوام ترك را تشكيل مي دهند داراي زبان واحد هستند و يكديگر را درك مي كنند » . ( اصطخري ، كتاب المسالك و ممالك )
كتاب حدود العالم و مسعودي و ديگران نيز قرغيزها را جزء اقوام ترك به شمار مي آورند .
قوم تاردوش
محل سكونت اين قوم به درستي مشخص نيست . همچنين مساكن آنها چندان از ناحيه اؤتوكن دور نبود . آنها طبق سنگ نبشته ها يكي از دو قوم مورد اعتماد گوك تركها بودند ( آن ديگري توليس است ) بعدها به تابعيت اويغورها در آمدند . خاقان ها در راس اين قوم شاهزادگاني تحت عنوان شاد منصوب مي كردند . مي دانيم كه بيلگه خاقان تحت عنوان شاد مدت 19 سال حكمران اين قوم بوده است .
قوم تؤليس
نام توليس ها نيز به همراه تاردوش ها به دفعات در سنگ نبشته ها ذكر مي شود . مسكن آنها نيز همچون تاردوش ها به درستي مشخص نيست . به نظر نويسنده دليل محكمي در دست نيست كه نام اين قوم را تؤليش بخوانيم . خاقان هاي گوك ترك از خاندان سلطنتي فرماندهاني تحت عنوان يابغو براي اداره اين قوم تعيين مي كردند . نام دو قوم تاردوش و تؤليس صرفا در ارتباط با تعيين حكمرانان ذكر مي شود .
قوم باسميل
در جلگه بش باليق سكونت داشتند . موجوديت خود را تا قرن 11 م. حفظ كرده اند . فرمانده آنها عنوان ايدوق قوت را داشت .
قوم قارلوق
سرزمين اين قوم در ساحل راست رودخانه قارا ايرتيش و در ميانه درياچه هاي اورونگو و زيسان واقع بود. چون از سه شاخه تشكيل شده بودند ، لذا بعضا سه قارلوق نيز گفته مي شد . فرمانده شان عنوان ايل تبر را داشت .
قارلوق ها همانگونه كه در سقوط دولت گوك ترك شرقي نقش مهمي را ايفا كردند ، در سال 766 م. نيز پس از تصرف سوياب به عمر دولت تورگيش نيز خاتمه دادند . در خصوص قارولوق ها و حوادث و مسائل مربوط به آنها در مباحث آتي سخن گفته خواهد شد .
قوم آز
آز ها همسايه قرغيزها بودند . مساكن شان در نزديكي كوه كؤگمن ( تان نو اولا ) قرار داشت . بارتولد معتقد است تيره آس سين كه در حال حاضر در جلگه توروهان واقع در بخش سفلاي رود يني سئي سكونت دارند ، محتملا بقاياي تيره آس سين ( نام ديگر آنها قوت ) بايد باشند .
قوم چيك
در آن سوي رودخانه كم سكونت داشتند . آنها در دوره حكومت اويغورها بسيار فعال بودند . به همين جهت بارها با ايل اتميش بيلگه خاقان نبرد كردند . بالاخره خاقان آنها را منكوب كرده و در راس قوم ، حكمراني تحت عنوان توتوغ منصوب كرد .
چيك ها از جمله اقوامي هستند كه پايان كارشان نامعلوم است .
قوم ايزگيل
مسكن اين قوم مشخص نيست . در كتيبه ها فقط يكبار از آنها نام برده مي شود . در آنجا اين چنين سخن مي رود :« دولت عمويم خاقان رو به ضعف نهاده و بين حكمران و مردم شكاف افتاد. با قوم ايزگيل مصاف داديم . كؤل تگين سوار بر اسب آلپ سالچي يورش برد ، اسب در ميدان جنگ سقط شد. قوم ايزگيل نابود شد » . ( اورخون ج1 ، ص 48 )
قوم ير باييركو
طبق اطلاعاتي كه منابع چيني مي دهند ، ير باييركو از 9 شاخه تشكيل شده است . ( ليو .مو . تسايي . ج2 ، ص 592 )
مي دانيم كه درميان تركها و مغول ها عدد 9 عددي مقدس بوده است . به همين دليل ضمن مشخص كردن شماره شاخه هاي اقوام ، بدون شك اتصاف 9 به اقوام از اهميت زيادي برخوردار بوده است . اويغورها 10 شاخه بودند . ( اون اويغور ) منابع چيني مي نويسند اويغورها از 9 شاخه تشكيل شده اند و نام 9 شاخه را نيز ذكر مي كنند . با چنين توصيفي توضيح اين مسئله كه چرا مولفين اسلامي به اويغورها ( توقوز اوغوز ) مي گفته اند كار آساني خواهد بود . نوشته شده است كه آنها در كرولن عليا مسكن داشته اند ، اما از سخنان بيلگه خاقان چنين استنباط مي شود كه ير باييكوها در ناحيه دور افتاده اي در شمال سكونت داشته اند ، با توجه به اين اظهارات به نظر مي رسد مساكن آنها در محدوده درياچه بايكال بوده باشد . در راس باييركوها فرماندهي با عنوان اولوغ اركين قرار داشت . به علت اقدامات خصمانه اولوغ اركين (او دشمن شد ) بر او يورش آورده ( محتملا در سال 708 م. ) در محل درياچه تورغي يارغو سركوب شد . با اينكه اولوغ اركين با تعداد كمي از اطرافيان خود فرار كرده بود ولي اسب سفيد او بدست كؤل تگين افتاد . كؤل تگين در جنگ با قرغيزها در سال 709 م. آن اسب سفيد باييركو را سوار شد ولي اسب از ناحيه ران زخم برداشت . ( ارخون ص 44 – 46 )
ير باييركوها كه در سال 715 م. شاهد شورش و عصيان برخي اقوام بودند سر به شورش گذاشتند . قاپقان خاقان خود به تنهايي رو به سوي آنها لشگر كشيد و در سواحل رودخانه توغلا آنها را به تحمل شكست سختي وا داشت . ( 716 م. ) منتها در مسير بازگشت به همراه تعداد كمي از سربازانش در نتيجه يك حمله غافلگيرانه باييركوها زندگي خود را از دست داد . 22 تموز ( 716 م. ) باييركوها بصورت قومي ضعيف به زندگي خود ادامه دادند و پس از مرگ ترك ها تابعيت اويغورها را پذيرفتند .
در قرن 11 در ميان اقوام ساكن در شرق جهان ترك قومي نيز بنام ياباقو وجود داشت . حتي اين قوم تحت فرماندهي بوقا بودراچ به سرزمين قره خانيان يورش آوردند ولي شكست خورده و بوقا بورداچ نيز به اسارت افتاد . برخي زبان شناسان ، كه نويسنده با آنان ملاقات داشته عقيده داشتند كه واژه ياپاقو محتمل است كه از كلمه ير باييكو مشتق شده باشد . اگر اين نظريه درست باشد بعدها ير باييكوها تحت نام ياباقو و در نتيجه رانش از جانب ساير اقوام اجبارا رو بسوي غرب كوچ كرده و در مرزهاي شمال شرقي سرزمين قره خانيان ساكن مي شوند . به نظر مي رسد شكست از قره خانيان موجوديت آنها را به خطر انداخته باشد . زيرا بعد از اين واقعه در منابع نامي از اين قوم به ميان نمي آيد .
قوم كوريكان
از سه شاخه تشكيل شده است . در سنگ نبشته ها جزء اقوام شمالي و به همراه قرغيزها در داخل مجموعه اوتوز تاتار ذكر مي شود . به همين خاطر حدس زده مي شود كه آنها در ناحيه واقع در بين مساكن اقوام ياد شده سكونت داشته اند . مطرح شده است كه كوريكان ها اجداد ياقوت ها بوده اند . منتها به لحاظ زبان شناختي ترديدي نيست كه ياقوت ها دراز منه بسيار قديم از تركها جدا شده اند ، برعكس اين نظريه بارتولد عقيده دارد كه قوم كوري كه در زمان چنگيزخان در شمال غرب درياچه بايكال سكونت داشته و اصليت مغولي داشتند ، همان كوريكان ها هستند . كوري ها در آن دوره به همراه اقوام تومات ، بوروت و تؤليس متحدا شاخه هاي يك اجتماع قومي را تشكيل مي دادند .
جغرافيدانان اسلامي از قومي بنام فوري كه در شرق قرغيزها ساكن بودند سخن مي گويند . به نظر آنها فوري ها آدمخوار و قسي القلب بودند . به نظر مي رسد هر دو اسم همانگونه كه بارتولد نيز مي نويسد عينا يك اجتماع قومي را بازگو مي كنند . يادآور مي شود كه قوم ارچ كوريكان كه در دوره گوك ترك موجوديت داشتند داراي اصليت مغولي بوده اند .
قوم تاتار
مي دانيم كه همسايه اوغوزها بوده اند . تاتارها در دوره گوك ترك ها متشكل از 30 قبيله بودند . به همين مناسبت به آنها اوتوز تاتار نيز گفته مي شد . منتها چون از ميان اين 30 قبيله تنها 9 قبيله داراي موجوديت سياسي بوده اند لذا به آنها نيز دوقوز تاتار گفته مي شد . مشاهده مي شود كه اين دوقوز تاتارها چه در دوره حاكميت گوك ترك ها و چه در دوره اويغورها ، متحدا با توقوز اوغوزها تحركاتي داشته اند .
حدس زده مي شود مساكن تاتارها در بخش خاوري تولا و سواحل اونون و كرولن يعني مناطقي كه بعدها سكونتگاه اقوام مغول شده است بوده باشد . چون تاتارها مدت زماني طولاني مغول ها را نمايندگي كرده اند لذا ، اسامي آنها همان اسامي نژادي مغول شده است . اقوام ساكن در غرب نيز بويژه ضمن تبعيت ار تركها ، مغول ها را نيز تاتار ناميدند .
قوم ختاي( كيتاني )
يك ايل مقتدر مغولي است . در سنگ نبشته ها به لحاظ موقعيت جغرافيايي در جنوب ، قوم تابغاچ و در شرق ختاي ها نشان داده مي شوند . قاپغان و سپس بيلگه خاقان لشكر كشي هاي موفقيت آميزي را بر عليه ختاي ها ترتيب داده اند . ختاي ها در شرق دور در منطقه اي نزديك كره و در محدوده مرزي چين سكونت داشتند .
قوم ديگري به نام تاتابي نيز متحد جدا نشدني ختاي ها بودند . ختاي ها در اوايل قرن دهم ، چين شمالي را تصرف كرده و در تاريخ چين خاندان لئو را پايه گذاري كردند .
ختاي ها در اواسط نيمه قرن دهم قرغيزها را از جلگه ارخون بيرون راندند ( 924 ) . اين در تاريخ ترك واقعه اي بسيار مهم است . زيرا در نتيجه اين حادثه ، اين قديمي ترين مسكن تاريخي شناخته شده تركها توسط اقوامي با لهجه مغولي اشغال شد . و به صورت مسكن قومي آنها در آمد . ختاي ها در قرن دوازدهم بعد از اخراج از چين ، به تركستان وارد شده و در اينجا با وجود اقليت جمعيت ، يك امپراطوري تاسيس كردند . در منابع تاريخي اسلامي موسسين اين امپراطوري قره ختاي ها ناميده مي شوند . صفت « قره » كه در اينجا ختاي ها بدان متصف شده اند ممكن است با ضعف موقعيت آنها ناشي از اخراج از چين مرتبط باشد .
قوم اون اوق ها
بومين خاقان موسس دولت گوك ترك در سال 552 م. برادرش ايستمي را كه در معيت وي ده نفر خان ترك به همراه طوايفشان حضور داشتند را به سرزمين هاي غربي گسيل داشت . ماموريت ايستمي تصرف سرزمين هاي متعلق به جوان جوان ها در غرب و سپس نيز خاتمه دادن به حاكميت قدرتمند هفتاليت ها بود كه مالك اراضي وسيع ممتد از شرق درياچه ايسيغ گؤل تا داخل خراسان بودند . ايستمي ماموريت خود را با موفقيت به انجام رسانيد . دولت هفتاليت ها را ساقط كرده و اراضي وسيعي را كه تا رودخانه جيحون امتداد داشت به تصرف در آورد . سال 565 م. وي با برادر زاده خود موقان وارد مجادله سلطنتي نشد و با داشتن عنوان يابغو ( شاه ، ملك ) تا هنگام فوت ( سال 575 م. ) همچون يك فرمانرواي پر آوازه و مقتدر در سرزمين هاي غني و وسيع متصرفي خود حكمراني كرد .
پسر و جانشين وي تاردو كليه رشته هاي وابستگي خود را به دربار خاقان ها گسست . عنوان خاقان را بر خود نهاده اعلام استقلال كرد . ( 582 – 584 م. ) بدين ترتيب امپراطوريي كه از ديوار چين تا درياي خزر امتداد داشت دو پاره شد . رشته كوه آلتاي بزرگ و رشته كوههاي شرقي ، هامي واقع در تركستان شرقي حدود و ثغور دو دولت را تشكيل دادند . ابتدا ييلاق و قشلاق فرمانروايان گوك ترك غربي نواحي شرقي درياچه ايسيق گول بود . بعدها به نواحي غربي تر درياچه مذبور منتقل شد . درزمان هاي متاخرتر يعني در دوره حكومت تورگيش ها ، خاقان ها سرزمين هاي تحت سلطه خود را ضمن اقامت در شهرهاي سوياب و تالاس اداره مي كردند .
عاقبت گوك تركها چه شد ؟ - قسمت 5
هفت بند عشق
مجله ميراث ، شماره 15 منتشر شد!
دانلود آهنگ هاي تركمني سري 2
زنان در موسیقی فولکلور و محلی
ده شاخه اجتماع گوك ترك غربي - قسمت 4
زندگینامه محمد ولی کمینه
حکایت برصیصای عابد و ابلیس
زنجیر عشق (کمک به دیگران)
حکمت خدا
توضيح المسائل از ديدگاه مذهب حنفي
زندگی نامه کریم قربان نفس
رمضان آمد!
يكي بود يكي نبود !
سه پيرمرد
نجار
راز خوشبختي
قورباغه كر
آخرين شماره فصلنامه ياپراق منتشر شد!
بايزيد بسطامی
جشن لچك
آرامگاهي در فراق يار
بازي شماره 5 - بازي غوشاق آتدي
لأله ، غمنامه دختران دشت
بازي شماره 4 ـ پلله م باشي ( چورله ن ـ چورريگ ـ اوينام كسسير )
